اسیر رویاها می شم ... دوباره باز تنهامی شم
به شب می گم پیشم بمونه ... به باد می گم تا صبح بخونه
بخونه از دیار یاری ... چرا می ری تنهام می ذاری...
اگه فراموشم کنی ... ترک آغوشم کنی
پرنده دریا می شم ... تو چنگ موج رها می شم
به دل می گم خاموش بمونه ... میرم که هر کسی بدونه
می رم به سوی اون دیاری ... که توش من رو تنها نذاری
اگه یه روزی نوم تو، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه
به دل می گم کاریش نباشه ... بذاره درد تو دوا شه
بره توی تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم
كه باز برات آواز بخونم...
اگه بازم دلت می خواد یار یک دیگر باشیم
مثال یوم قدیم بشینیم و سحر پاشیم
بید دلت رنگی بگیره ... دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری ... که توش من رو تنها نذاری
اگه می خوی پیشم بمونی ... بیا تا باقی جوونی
بیا تا پوست به استخونه ... نذار دلم تنها بمونه
بذار شبم رنگی بگیره ... دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری ... که توش من رو تنها نذاری
اگه یه روزی نوم تو ، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه
به دل می گم کاریش نباشه ... بذاره درد تو دوا شه
بره توی تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم
اگه یه روزی نوم تو باز ، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه
به دل می گم کاریش نباشه ... بذاره دردت جا به جا شه
بره توی تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم
كه باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم
این ترانه فرامرز اصلانی و خیلی دوست دارم؛
گرچه همه ترانه شو دارین، اما خوب اینم لینک دانلودش!!

|
یا رب العرش العظیم حلول ماه مبارک رمضان مبارک باد به میهمانی خدا می رویم. قلبهایمان را بهترازقبل لباس تقوا بپوشانیم و بهترین خصلت خود را بعنوان سوغاتی در حریری بپیچیم و پیش خدا هدیه بریم و وقتی به خانه اش رسیدیم شباهنگام روبرویش بنشینیم و فقط نگاهش کنیم او خود از نگاهمان خواهد خواند.
مولای یا مولای... درد فراق سخت است و ما نا شکیب. در این ماه ما را درس شکیبایی بیاموز. درس شکر گذاری آموز. درس بندگی بیاموز و چون آخر ماه شد، بقچه ای از رحمت و برکتت را آذوقه راهمان کن آنچنان که سال آینده هم با تاج بندگی میهمان تو شویم.
الهی و ربی من لی غیرک، یا حی قبل کل حی، یا حی بعد کل حی .... ای بزرگ پادشاه هستی ... ای خالق آسمانها و زمین و هر آنچه بین آنهاست و هر چه در زیر زمین است ... ای که به تدبیر تو ابرها به هر جا که تو خواهی گسیل داده می شوند .... ای که اگر کل درختهای دنیا قلم شوند و اگر همه دریاها مرکب شوند کلمات تو را نمی توانند بنویسند ... ای که اگر جلال و شکوه تو بر کوهها تجلی یابد همانا از عظمت تو خاکستر شوند .... ای که برگی نیفتد مگر به خواست تو .... ای که بر گرد تخت تو فرشتگان به تسبیح مشغولند .... ای خالق شب و روز .... ای که شب بندگان را می میرانی و هر که را خواهی روحش را به آسمانها بر می گیری و هر که را خواهی روحش را به بدنش بر می گردانی .... ای خالق آدم و نوح و ابراهیم ... ای خالق موسی و عیسی ... ای خالق احمد .... ای دارنده اسماء نیکو ... و ای رب العرش العظیم ... لحظه ای مرا به لفظ «بنده» صدا کن تا از شوق بمیرم. |
عید مبعث بر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد

آن شب، شب بیست و هفتم رجب بود. محمد غرق در اندیشه بود
كه ناگاه صدایى گیرا و گرم در غار پیچید:
بخوان!
محمد، در هراسى و هم آلود به اطراف نگریست .
صدا دوباره گفت:
بخوان!
این بار محمد با بیم و تردید گفت:
من خواندن نمىدانم .

بخوان به نام پروردگارت كه آدمى را از لخته خونى آفرید.
بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است،
همو كه با قلم آموخت ، و به آدمى آنچه را كه نمي دانست
بیاموخت...
و او هر چه را كه فرشته وحى فرو خوانده بود باز خواند.

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد
دل رميده ما را انيس و مونس شد
***
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
***
به بوی او دل بيمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد
به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
گداي شهر نگه كن كه ميرمجلس شد
والا مقام حافظ شیرازی



سلامت و شاد و موفق باشید
در پناه خالق بی همتا
داستان زندگی احمدی نژاد:
احدی نژاد از اونجایی که خیلی خوشگل بود برادرانش بهش حسودی کردند و بردنش و انداختنش توی چاه فاظلاب و بعد محافظ معبد عامون ((ریدامون))امد و اونو از چاه بیرون اورد و بعد برد پیش پوتی فال و پوتی فال هم برای اینکه حال زلیخاه را بگیره داد نقش یوزارسیف را احمدی نژاد بازی کنه و زلیخاه همین که این این خبر را می شنوه سری می گه (ااشهد ان لاالله الله ) و سریع ایمان اورد و احمدی نژاد رفت پیش زلیخا دید از توی اتاق زلیخاه داره صدای اذان میاد و یوزارسیف همینکه این خبر را میشنوه شوکه می شه و وقتی می بینه احمدی نژاد کاروکاسبی اونو خراب کرده می ره سراغ یک کار تازه و یک اگهی توی روزنامه تهت این عنوان می ده:
((در کاگاه سافکاری یوزارسیف پیره زنهای قدمی و دست دوم را خریداریم))
پایان
خوب بنظر شما چه نتیجه ای از این داستان میشه گرفت؟؟؟؟


انا المهدی. انا قائم الزمان.منم مهدی. منم قائم زمانه.
انا الذی املاءها عدلا کما ملات جورا .منم که زمین را از عدالت پر کنم همانگونه که از ستم آکنده باشد انا بقیة الله فی ارضه .منم بازمانده (حجتهای) خدا در زمین ...

پس کی از روز وصال تو خبر میآید؟
کی شب هجر تو ای دوست به سر میآید؟
ر مسافر به دیار و وطنش باز آمد
کی نگار من غمگین ز سفر میآید؟
آنی از ساحت دل یاد تو بیرون نرود
دائما صورت ماهت به نظر میآید
نغمه مرغ سحر میدهد از صبح خبر
کی پسِ شام فراق تو سحر میآید؟
سدّ لطف تو حفاظت کند از ما ای دوست
هر زمان جانب ما سیل خطر میآید
پس کی ای دوست پس از این همه خوناب جگر
نخل امید من آخر به ثمر میآید؟
ذوالفقار علوی چون که بگیرد در دست
پی آزادی انواع بشر میآید
«ملتجی» منتقم آل محمد، مهدی
پی نابودی هر فتنه و شر میآید

انا المهدی. انا قائم الزمان.منم مهدی. منم قائم زمانه.
انا الذی املاءها عدلا کما ملات جورا .منم که زمین را از عدالت پر کنم همانگونه که از ستم آکنده باشد انا بقیة الله فی ارضه .منم بازمانده (حجتهای) خدا در زمین .
بعضی از آدم ها به تو فکر می کنند
بعضی از آنها به تو توجه می کنند
بعضی ها عاشقت می شوند
بعضی ها آرزو دارند هدیه شان را بپذیری
بعضی ها فکر می کنند تو برای آنها یک هدیه ای
بعضی ها دلتنگ می شوند
بعضی ها برای موفقیت هایت جشن می گیرند
بعضی ها قدرتت را تحسین می کنند
بعضی ها می خواهند فقط با تو حرف بزنند
بعضی ها تنها می خواهند دستت را بفشارند
بعضی ها می خواهند که تو همیشه شاد باشی
بعضی ها می خواهند همیشه سلامت باشی
بعضی ها برایت آرزوی سعادت دارند
بعضی ها فقط می خواهند با تو باشند
بعضی ها حمایت تو را می خواهند
و بعضی ها شانه هایت را برای گریه هایشان
و همه احتیاج دارند تا این ها را به تو بفهمانند
اما :
هرگز از آرزوی کسی مگریز ، شاید این تنها چیزی باشد که آن ها در زندگی دارند
امیدوارم همیشه شاد و موفق باشید
در پناه یکتای بی همتا
سپاس و ستایش خدای را که آدمی را از خاک بیافرید و روزی او را باز به خاک برد
انسان قدر لحظه های عمر را نمی داند مگر آنکه به دردی یا گرفتاری مبتلا شود
پس شاکر باشیم که امروز سالی از عمر را گذرانده ایم
امید آنکه گامی به اهدافمان نزدیکتر شویم و آن باشیم که لایق انسانیت باشد
تولد متولدین دی ماه مبارک
تولدت مبارک
مشخصات كلي متولدين دي ماه
داراي شخصيّت عالي ، خيلي لايق و كاردان ، بهترين رئيس ، انتقامجوي شديد ، ساده پوش و بي آلايش ، محتاط ، آرام و صبور ، مرد عمل ، مقتدر ، پر تحمّل ، جدّي و جاه طلب ، فعّال و كوشا ، واقع بين ، سركش ، پول دوست ، بيهوده انرژي تلف نمي كند ، از تجربيّات خود و ديگران به خوبي استفاده مي كند ، باشرف و با وجدان ، تميز ، خودكفا و سودجو ، داراي حس مسئوليّت زياد ، دشمن ولخرجي و اسراف ، حسابگر ، مخالف تجمّلات ، صاحب شأن و مقام ، سازمان دهنده خوب ، تقريباْ سياستمدار ، كوشا و مطمئن و خونسرد ، تودار ، مالك همسر خود ، حسود و بدبين ، متنفّر از طلاق ، داراي عدم اعتماد به نفس كافي ، قدرت طلب ، خانواده دوست ، خشك ولي مهربان ، خشن ، داراي زبان نيشدار ، شاد و با نشاط ، داراي باطن خروشان ، غير قابل گذشت ، قدر شناس ، گاهي اوقات خجالتي ، باانضباط ، بد اخم و بد عنق ، داراي حافظه قوي ، زود سر كار مي آيد و دير مي رود ، از تنبلي بيزار است ، اهل دكتر و دارو ، خونسرد و مداوم ، ثابت قدم ، خودكار ، مذهبي ، شنونده خوب و گاهي اوقات لجباز .
زن متولد دي
جاه طلب، كد بانو، منظم، كمي لجباز و زود رنج، هميشه آراسته و
خوش لباس، هدف نهائي او هميشه تامين زندگي، جلب احترام و
كسب اقتدار و برخورداري از موقعيتهاي چشمگير است. از نظر
اجتماعي فوق العاده مبادي آداب و با نزاكت است.
مرد متولد دي
قدرت طلب، خانواده دوست، خوددار و سرد، در عرصه عشق كم حرف و كم تظاهر، پدري جدي و خشك اما مهربان و دلسوز. مقام را به ثروت ترجيح ميدهد. در جواني بسيار جدي است ولي به تدريج كه پا به سن ميگذارد نرم ميشود. ابراز عشق و علاقه را بايد به وي ياد بدهيد. مرد اين ماه هرگز از روي هوس ازدواج نميكند.
امیدوار یم جاده زندگیتان هیچ وقت لغزنده نباشد
تقديم به همه زنان
زن عشق می كارد و كینه درو می كند....
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی....
برای ازدواجش در هر سنی ـاجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر....
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد...
و قرن هاست كه او؛ عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد...!
و این, رنج است,
) دکتر علی شریعتی(
شاد و موفق و پیروز باشید
در پناه خداوند بی همتا
بسياري از مردم كتاب "شاهزاده كوچولو " اثر اگزوپري را مي شناسند. اما شايد همه ندانند كه او خلبان جنگي بود و با نازيها جنگيد وكشته شد …
قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديكتاتوري فرانكو مي جنگيد . او تجربه هاي حيرت آور خود را در مجموعه ا ي به نام لبخند گرد آوري كرده است . در يكي از خاطراتش مي نويسد كه او را اسير كردند و به زندان انداختند او كه از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد اعدامش خواهند كرد مينويسد :
مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم . جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم كه از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را گشته بودند در رفته باشد يكي پيدا كردم وبا دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم . از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم . او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا ايستاده بود . فرياد زدم "هي رفيق كبريت داري؟! " به من نگاه كرد شانه هايش را بالا انداخت وبه طرفم آمد . نزديك تر كه آمد و كبريتش را روشن كرد بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد .لبخند زدم ونمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب، شايد به خاطر اين كه خيلي به او نزديك بودم و نمي توانستم لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم و انگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر كرد ميدانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نميخواهد .....
ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت وبه او رسيد و روي لبهاي او هم لبخند شكفت . سيگارم را روشن كرد ولي نرفت و همانجا ايستاد مستقيم در چشمهايم نگاه كرد و لبخند زد
من حالا با علم به اينكه او نه يك نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود .
پرسيد: " بچه داري؟ " با دستهاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم وعكس اعضاي خانواده ام را به او نشان دادم وگفتم :" اره ايناهاش "
او هم عكس بچه هايش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد. اشك به چشمهايم هجوم آورد . گفتم كه مي ترسم ديگر هرگز خانواده ام را نبينم.. ديگر نبينم كه بچه هايم چطور بزرگ مي شوند . چشم هاي او هم پر از اشك شدند. ناگهان بي آنكه كه حرفي بزند . قفل در سلول مرا باز كرد ومرا بيرون برد. بعد هم مرا بيرون زندان و جاده پشتي آن كه به شهر منتهي مي شد هدايت كرد نزديك شهر كه رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي آنكه كلمه اي حرف بزند.
يك لبخند زندگي مرا نجات داد ...
بله لبخند بدون برنامه ريزي بدون حسابگري لبخندي طبيعي زيباترين پل ارتباطي آدم هاست ما لايه هايي را براي حفاظت از خود مي سازيم . لايه مدارج علمي و مدارك دانشگاهي ، لايه موقعيت شغلي واين كه دوست داريم ما را آن گونه ببينند كه نيستيم . زير همه اين لايه ها من حقيقي وارزشمند نهفته است.
من ترسي ندارم از اين كه آن را روح بنامم من ايمان دارم كه روح هاي انسان ها است كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند و اين روح ها با يكديگر هيچ خصومتي ندارد. متاسفانه روح ما در زير لايه هايي ساخته و پرداخته خود ما كه در ساخته شدنشان دقت هولناكي هم به خرج مي دهيم ما از يكديگر جدا مي سازند و بين ما فاصله هايي را پديد مي آورند وسبب تنهايي و انزوايي ما مي شوند.
داستان اگزوپري داستان لحظه جادويي پيوند دو روح است
آدمي به هنگام عاشق شدن ونگاه كردن به يك نوزاد اين پيوند روحاني را احساس مي كند. وقتي كودكي را مي بينيم چرا لبخند مي زنيم؟ چون انسان را پيش روي خود مي بينيم كه هيچ يك از لايه هايي را كه نام برديم روي من طبيعي خود نكشيده است و با هم وجود خود و بي هيچ شائبه اي به ما لبخند مي زند و آن روح كودكانه درون ماست كه در واقع به لبخند او پاسخ ميدهد...
او از سوی خدا «خلیل الله»(دوست خدا) لقب یافت. در آستانه پیری به اتفاق فرزندش، اسماعیل، مأمور تعمیر و آبادانی خانه خدا شد و آنگاه به دنبال خوابی که دیده بود، اسماعیل را جهت ذبح به قربانگاه برد و از آزمایش الهی سربلند بیرون آمد.
مردي ديروقت ‚ خسته از كار به خانه برگشت. دم در پسر پنج ساله اش را ديد كه در انتظار او بود.
سلام بابا ! يك سئوال از شما بپرسم؟
- بله حتمآ.. چه سئوالي؟
- بابا ! شما براي هرساعت كار چقدر پول مي گيريد؟
مرد با ناراحتي پاسخ داد: اين به تو ارتباطي ندارد. چرا چنين سئوالي ميكني؟
- فقط ميخواهم بدانم.
- اگر بايد بداني ‚ بسيار خوب مي گويم : 20 دلار
پسر كوچك در حالي كه سرش پائين بود آه كشيد. بعد به مرد نگاه كرد و گفت : ميشود 10 دلار به من قرض بدهيد ؟
مرد عصباني شد و گفت : اگر دليلت براي پرسيدن اين سئوال ‚ فقط اين بود كه پولي براي خريدن يك اسباب بازي مزخرف از من بگيري كاملآ در اشتباهي‚ سريع به اطاقت برگرد و برو فكر كن كه چرا اينقدر خودخواه هستي. من هر روز سخت كار مي كنم و براي چنين رفتارهاي كودكانه وقت ندارم.
پسر كوچك‚ آرام به اتاقش رفت و در را بست.
مرد نشست و باز هم عصباني تر شد: چطور به خودش اجازه مي دهد فقط براي گرفتن پول از من چنين سئوالاتي كند؟
بعد از حدود يك ساعت مرد آرام تر شد و فكر كرد كه شايد با پسر كوچكش خيلي تند و خشن رفتار كرده است.. شايد واقعآ چيزي بوده كه او براي خريدنش به 10 دلار نياز داشته است. به خصوص اينكه خيلي كم پيش مي آمد پسرك از پدرش درخواست پول كند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد.
- خوابي پسرم ؟
- نه پدر ، بيدارم.
- من فكر كردم شايد با تو خشن رفتار كرده ام. امروز كارم سخت و طولاني بود و همه ناراحتي هايم را سر تو خالي كردم. بيا اين 10 دلاري كه خواسته بودي.
پسر كوچولو نشست‚ خنديد و فرياد زد : متشكرم بابا ! بعد دستش را زير بالشش برد و از آن زير چند اسكناس مچاله شده در آورد.
مرد وقتي ديد پسر كوچولو خودش هم پول داشته ‚ دوباره عصباني شد و با ناراحتي گفت : با اين كه خودت پول داشتي ‚ چرا دوباره درخواست پول كردي؟
پسر كوچولو پاسخ داد: براي اينكه پولم كافي نبود‚ ولي من حالا 20 دلار دارم. آيا مي توانم يك ساعت از كار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بياييد؟ من شام خوردن با شما را خيلي دوست دارم ....
اهداف تربیتی: جهت تقویت آن بخشی از مغز که از وجودش بی خبرند
.
واحد اول: دروس پایه ای
"چطور بدون مادرمان زندگی کنیم " 200 ساعت
"همسرم مادرم نیست" 35 ساعت
" درک این مساله که فوتبال چیزی جز یک ورزش نیست و حذف شدن از جام جهانی فاجعه نیست " 500 ساعت
زندگی زناشویی: واحد دوم
" بچه دار شدن بدون حسودی به نوزاد " 50 ساعت
" غلبه بر سندروم "کنترل از راه دور تلویزیون همیشه باید دست من باشد" 55 ساعت
"درک این مساله مهم که کفش ها خودشان توی جا کفشی نمی روند " 80 ساعت
چطور بدون گم شدن، لباس های کثیفمان را تا سبد رخت چرک ببریم.50 ساعت
" چطور بدون اینکه ناله کنیم از بیماری مهلک سرما خوردگی جان سالم به در ببریم" 50 ساعت ( نگار تو نمی دونی ... )
واحد سوم:اوقات فراغت
چطور در آشپزی کمک کنیم بدون اینکه آشپزخانه را به گند بکشیم
چطور نوشیدنی سرو کنیم بدون اینکه سینی را تبدیل به استخر کنیم
چطور یک بلوز را در کم تر از دو ساعت اتو کنیم و در عین حال از سوختنش جلوگیری کنیم
واحد سه:آشپزخانه
مرحله اول مقدماتی
Offخاموش
On روشن
مرحله دوم پیشرفته
"اولین نیمروی زندگیم بدون سوزاندن ماهیتابه "
کلاس عملی: عملیات جوشاندن آب قبل از اضافه کردن ماکارونی:
بعد از قبولی در مرحله اول مرحله فشرده با عناوین زیر آغاز میشود.نظر به اینکه مباحث واقعا پیچیده اند در هر کلاس حداکثر هشت شاگرد پذیرفته می شوند
اولین مبحث:البسه:از لباسشویی تا کمد :یک مرحله مرموز
دومین مبحث: ریسک های پر کردن ظرف آب بعد از آب خوردن و بردن آن تا یخچال
سومین مبحث: آشپزی و بیرون بردن زباله ها شما را ناقص نمی کند
چهارمین مبحث:مصیبت کاغذ توالت:کاغذ توالت خود به خود کنار توالت ظاهر نمیشود
پنجمین مبحث:ایا وقتی مردی رانندگی می کند،می تواند آدرس بپرسد بدون اینکه بی عرضه به نظر برسد؟(مطالعه میدانی)
ششمین مبحث:تفاوت های اساسی زمین با سبد رخت چرک.
هفتمین مبحث:"مردی در صندلی کنار راننده"آیا واقعا ممکن است دائما دستور العمل صادر نکنیم و غر نزنیم وقتی خانم رانندگی می کند یا مشغول پارک کردن است؟
سپاس و ستایش مخصوص خدایست که آدمی را در زندگانی عمر بخشیدو او را رها نکند
و روزگاری پس از عمری آدمی را از این دنیا برد
آدمی قدر عمر نداد مگر در اواخر عمر
که این عمربس عزیز است زود گذر
انسان در تمام زندگانی آنچه خریدنی است با پول می تواند بخرد و تنها این عمر است
که هرگز نمی تواند آن را با پول خرید
آنچه از زندگانی گذشته دیگر باز نمی گردد پس حسرت آن را نخوریم و آنچه هست را با
شادی و خوشی بگذرانیم
زن متولد آذر
عجب زن مهرباني است ! با ذهن خلاق و قيافه بي شيله پيله اي كه دارد هيچ وقت عقب نمي ماند.
او دختر متجددي است و مي خواهد او را به خاطر خودش و نه براي موهاي بلند و بور يا چشمان آبي درشتش دوست بداريد .
او معمولاً به اندازه پسر متولد اين برج آزاد و بي قيد نيست. اما گاهگاه مي خواهد فرار كند و برود. به خاطر بسپاريد كه نبايد وقتي شانزده سال دارد با او ازدواج كنيد . قبل از آنكه دست به كار امر خير شود بايد برود و دنيا را ببيند . در غير اينصورت بعدها ديسيپلين شما را نمي پذيرد و آشفتگي به بار مي آورند. اگر خيلي زود ازدواج كرده والان احساس خفگي و سركوب مي كند بهتر است در كلاسهاي شبانه و يا دانشگاه مكاتبه اي ثبت نام كند.
او دوشيزه اي باانگيزه هاي مادرانه نيست . اما تمام تلاشش را مي كند تا فرزنداني باهوش تربيت كند. او به بچه ها احترام مي گذارد و آنها را نوازش مي كند . زن متولد آذر در تربيت فرزنداني مستقل، بي همتا است . او نه تنها مادري پير و امل نخواهد بود بلكه بچه ها را تشويق مي كند كه خودشان باشند. او آنقدر صادق است كه هميشه واقعيت را به بچه ها مي گويد . مهمترين بخش پيشرفت فرزندانش ، هوش آنهاست . فرزندان او آنقدر تيز هوش هستند كه از تك تك سلولها خاكستري مغزشان استفاده مي كنند .
او فمينيست است و اگر بخواهيد با او هميشه از چيزهاي پيش پا افتاده صحبت كنيد. شعله هاي خلق آتشي خود را نشان مي دهد. به نظر خودش ، او زن است و حقوقي خاص خود دارد، زن متولد برج آذر از صحبت درباره عقايدش نمي ترسد و با تلاش كار خارج و داخل خانه را با هم تلفيق ميكند.
براي تحريك ذهنش بايد تمركز داشته باشد ، در غير اينصورت دمغ و پكر مي شود محدوديت براي كليه متولدين اين برج مضر است ، حتي اگر با آدمهاي كم هوش ازدواج كند و آپارتماني لوكس داشته باشد. اگر دختر متولد با كسي ازدواج كند كه نتواند او را به همان ترتيبي كه عادت داشته نگهداري كند بعيد نيست با اولين كسي كه از هوش كافي برخوردار است ، بپلكد.
فراموش نكنيد همه متولدين اين برج خانه به دوش هستند. در واقع خانه به دوش و خوشگذران هستند و ان دختر خواهان داشتن شريكي است كه مثل خودش به سفر علاقمند باشد تا در فروب با هم به گردش بروند .
سياره متولد اين برج مشتري است و از آنجا كه مشتري سياره پرچانگي است . برخي از زنان متولد اين برج خيلي بيشتر از آنكه بتوانند عمل كنند، قول مي دهند . ماهها قبل وقتي از وضع مالي ام ناراضي بودم ، يك زن متولد اين برج پيشنهاد كرد هر وقت به پول احتياج داشتم، به من قرض خواهد داد وقتي به كف گير به ته ديگ خورد سراغ او رفتم تا كمك بگيرم. او گفت : آه اگر ديروز گفته بودي ، داشتم، اما قبض گاز را پرداخت كردم و الان اصلاً پول ندارم. دختر متولد برج آذر در صحبتهايش دايماً از افراد سرشناس نام مي برد و شما را آماده مي كند تا هرچه مي گويد را باور كنيد .
مي گفت كه ديشب در سالن سينما با هنرپيشه كه او را به اسم كوچك هم صدا مي زد، ملاقات كرده به نظر آمد حتي آنها با هم شام هم خورده اند ولي بعد شنيدم كه اصلاً فلاني آشنايي هم نداده است. حرفهاي او را زياد باور نكنيد تا به اشتباه نيفتيد و نيمه شايسته و تيز هوش اين آدمهاي مهيج را ببينيد
گر مي خواهيد مردي خوش لباس . خوش گذران از هفت دولت آزاد كه هميشه بليطش برنده مي شود را بشناسيد ، او كسي جز متولد برج اذر نيست . اگر خواستيد سراغ او را بگيرد كافي است سري به محلاتي بزنيد كه نتايج بخت آزمايي را اعلام مي كنند حتماً نامش را جز برندگان خواهيد خواند. او مردي خانگي نيست و دست كم تا وقتي آماده نباشد قيد وبند و تعهد را نمي پذيرد و از آن دوري مي كند . چون براي تنفس به فضاي باز نياز دارد .
هر جا هم كه بشود اطراق مي كند. من كسي را مي شناسم كه بلافاصله پس از فارغ التحصيلي از مدرسه ، با پاي پياده دور دنيا سفر كرد ، ازدواج كرد ، همسرش را طلاق داد، براي زندگي به آمريكا بعد هم به كانادا رفت و تا ده سال بعد برنگشت ! اين مردها هيچ تمايلي ندارند كه بشنوند زمين گرد است يا اقيانوس اطلس به علت يخبندان مسدود است، آنها مانع نمي شوند و بايد هر چيز را خودشان بفهمند .
بسياري از مردان متولد برج آذر مجرد هستند و احساس مي كنند از هفت دولت آزاداند، خودمان را گول نزنيم آنها دوست دارند گل سر سبد باشند و مي خواهند بفهمند دردنيا چه خبر است تا جايي كه ممكن است به تنوع نياز دارند ، اگر شمازني حسود هستيد اصلاً زوج مناسبي براي او محبوب نمي شود. اگر شريك شما كمانگير است بايد بدانيد شايد او روزي از خواب بيدار شود و برود و تا يك ماه پيدايش نشود اما اگر در برخورد اول خواسته باشيد او را به صندلي زنجير كنيد و تمام درها و پنجره ها را براي جلوگيري از فرارش او چفت و بست بزنيد، ممكن است هيچ وقت پيدايش نشود .
اگر مي خواهيد به شما توجه كند ، بايد وانمود كنيد به او توجهي نداريد . اين مسئله در مورد كليه متولدين برجهاي آتش صادق است . يادتان باشد او شكارچي منطقه البروج است و در چذب دختران استادي قديمي است . طوري رفتار كنيد كه شما را با هوش و علاقمند به يادگيري بداند و با او نرد عشق ببازيد. از آنجا كه گاهي متولد برج آذر و شريك او در شروع آشنايي تعريف درستي از روابط خود ندارند . اين رابطه سالهاي سال از نقطه شروع فراتر نمي رود . اما وقتي ابعاد ديگري از وجود هم را كشف كنند، روابط وستانه شان رشد مي كند .
مرد متولد برج آذر وقتي پدر مي شود ، پدر خوبي نيست . اغلب به نوزاد علاقمند نيست. اماوقتي صداي بچه كوچولو را بشنود، عقيده اش تغيير مي كند. به اين ترتيب درنگهداري بچه اهل همدردي و همدلي نيست و همانطور كه كارهاي خودش را بدون شما انجام مي دهد، شما ا در نگهداري بچه به راستي تنها مي گذارد.
اما وقتي بچه ها بزرگ مي شوند،اوضاع جور ديگري است او از آنها خوشش مي ايد. بچه ها هم مي توانند با پدر گفتگوي درست و حسابي كنند و او هم مي تواند بچه ها را به تفكر در مورد مفهوم زندگي و موضوعات جدي ديگر وادار كند. سياره او مشتري است و مشتري باعث خوش خلقي اوشده ، او واقعاً اهل خوشمزگي است و وقتي حال و حوصله داشته باشد باعث مي شود بچه ها شادمانه از ته دل بخندند .
متولدين اين برج معمولاً بلند قد و سفيد رو هستند و بسياري از آنهاپيشاني بلندي دارند. يادتان باشد هيچ وقت به آنها نگوييد كه دارند تاس مي شوند. !
شايد گريه كردن سادهترين كاري باشد كه در چنين مواقعي ميتوان انجام داد.اما فرد نياز به زمان دارد. زماني براي سپري كردن و غلبه بر سختي و التيام نسبي زخمها.
كارشناسان اين زمان را زمان سوگواري مينامند. چنانچه شما نيز عزيزي را از دست دادهايد و يا پس از مدتي كه در زندگي مشترك بودهايد از همسرتان جدا شدهايد ، نياز به اين زمان سوگواري داريد. پس نخواهيد آن را انكار كنيد.
اما بهترين راه براي بهتر سپري كردن اين دوران چيست؟
واقعيت اين است كه پاسخ اين پرسش بستگي دارد به اين كه شما چه نوع شخصيتي داريد. برخي افراد خود را در كارشان غرق ميكنند ، برخي ديگر در خانه ميمانند و غصه ميخورند. برخي ديگر نيز به افراط و تفريط در كارها ميپردازند.
بهترين راه علاج آن چيزي است كه به جايگزيندرماني معروف است. به اين معني كه فقدان يا كمبود عشق و محبت را با فعاليت يا كار دوستداشتني ديگر جايگزين كنيد. براي مثال، با تغذيه مناسب و رفتن به سالنهاي ورزشي و انجام فعاليتهاي ورزشي به جسم و بدن خود محبت كنيد. اما اين كه چگونه كار را آغاز كنيد به ترتيب زير است:
با بخشش شروع كنيد
جدايي و طلاق بسيار دردناك است و شايد زخمهاي زيادي از آن بر روح و روان طرفين مانده باشد ، اما بدانيد قطعا شما نيز گفتار و كردار زيبا و دوستداشتني در اين باره نداشتهايد. هر دو از هم رنجيدهخاطر هستيد ، اما مرور اتفاقات تلخ فقط حال تان را بدتر ميكند.
پس سعي كنيد با وجود مخالفت با برخي رفتارها بتوانيد از آن ها بگذريد و خود را به دست پروردگار بسپاريد. البته اين كار ساده نيست، اما بهترين مجرا براي خروج و تخليه ناراحتي و خشم به شمار ميرود.
ورزش يعني خروج از افسردگي
تيلور، يكي از استادان دانشگاه استانفورد معتقد است ورزش يكي از شيوههاي موثر براي خروج از افسردگي است. تاثيرات مثبت ورزش بر بدن همواره مورد توجه قرار ميگيرد اما تحقيقات مشخص كرده است افرادي كه ورزش ميكنند با تقويت حافظه و روحيه احساس رضايت بيشتري از زندگي ميكنند.
متخصصان معتقدند ورزش مانند داروي ضدافسردگي عمل ميكند و چنانچه روزانه 30دقيقه سريع راه بروند يا به طور منظم ورزش كنند ، پس از 10 روز تاثير آن را در بهبود وضعيت روحي و شادابي خود خواهند ديد.
از طرف ديگر، چنانچه ورزش به مدت طولاني در فعاليتهاي ثابت روزانه گنجانده شود ، موجب عملكرد بهتر مغز شده و مواد شيميايي مسوول داشتن احساس بهتر و رضايت وارد خون ميشود.
روابط دوستانه را گسترش دهيد
به جاي انزوا و دوري از جمع روابط دوستانه را گسترش دهيد. به ياد داشته باشيد دوستيها شاديها را مضاعف و غمها را تقسيم ميكند.
در روابط دوستانه مهر ورزيدن وجود دارد و همين امر براي تان بسيار مفيد خواهد بود. حتي اگر در يك لحظه جز خودتان كس ديگري براي مهر ورزيدن وجود نداشت يا امكان مهرورزي را به شما نميداد. بدانيد افرادي كه نميتوانند خودشان را دوست داشته باشند ، هرگز قادر به محبت كردن به ديگران نيز نيستند. پس از خودتان شروع كنيد. اما سعي كنيد رفت و آمد با افراد گوناگون را نيز تجربه كنيد. به اين ترتيب حتي ميبينيد كه افراد خصوصيتها و نقاط مثبت و منفي زيادي دارند و از اين رو بخشيدن خود و ديگران نيز براي تان سادهتر ميشود.
به خودتان بينديشيد
با خواندن يك اثر يا مطلب آموزشي - ادبي يا علمي- فكر خود را دوست بداريد و به پرورش آن كمك كنيد. با آرامش و پاك كردن فكر خود از مسائل نا خوشايند يا نشستن كنار رودخانه يا دريا به روح خود عشق بورزيد و به شادابي آن كمك كنيد. احتمالا منظور اصلي و جان مطلب را گرفتيد. انتخاب فعاليتهاي انرژيزا و خشنودكننده ميتواند موجب رضايت شما از خود به عنوان يك انسان مستقل شود و موجب شود تا بتوانيد بهتر بر شرايط موجود غلبه كرده و آن را بپذيريد.مي گويند در پس هر تاريكي روزنهاي براي نفوذ روشنايي است. فقط بايد با پيداكردن آن روزنه به قلبتان به روشنايي آن كمك كنيد.
به اين ترتيب در حدود 2 سال ديگر ميتوانيد به حالا فكر كنيد و از اين كه بهترين كمك را به خود كرديد ، احساس رضايت كنيد و از اتفاقاتي كه برايتان افتاده خوشحال شويد يا ميتوانيد وقت خود را صرفا با غصه خوردن سپري كنيد. البته با انتخاب راه دوم وقتي در آينده به اين لحظات ميانديشيد جز تاسف و نارضايتي چيزي عايدتان نخواهد شد. حالا كدام راه را انتخاب ميكنيد؟!
ويليام شكسپير ميگويد: افرادي كه حوصله ندارند چقدر ناتوان هستند. آنچه آسيب ديده بتدريج بهبود مييابد ، پس با خود مهربان باشيد و بدانيد غمها به آرامش ميرسند. پس انتخاب كنيد كه رضايت و شادي ميخواهيد و به گذشته فكر نميكنيد. حالا فقط امكان حركت به آينده است. به خود فرصت بدهيد با رعايت موارد فوق تجربههاي تلخ را با افكار خوش پشت سر بگذاريد.
|
دای عزیزم!
خدای عزیز! به جای اینکه بگذاری مردم بمیرند و مجبور باشی آدمای جدید بیافرینی، چرا کسانی را که هستند، حفظ نمیکنی؟ امی
خدای عزیز! شاید هابیل و قابیل اگر هر کدام یک اتاق جداگانه داشتند همدیگر را نمیکشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده. لاری
خدای عزیز! اگر یکشنبه، مرا توی کلیسا تماشا کنی، کفشهای جدیدم رو بهت نشون میدم. میگی
خدای عزیز! شرط میبندم خیلی برایت سخت است که همه آدمهای روی زمین رو دوست داشته باشی. فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمیتوانم همچین کاری کنم. نان
خدای عزیز! در مدرسه به ما گفتهاند که تو چکار میکنی، اگر تو بری تعطیلات، چه کسی کارهایت را انجام میدهد؟ جین
خدای عزیز! آیا تو واقعاً نامرئی هستی یا این فقط یک کلک است؟ لوسی
خدای عزیز! این حقیقت داره اگر بابام از همان حرفهای زشتی را که توی بازی بولینگ میزند، تو خانه هم استفاده کند، به بهشت نمیرود؟ آنیتا
خدای عزیز! آیا تو واقعاً میخواستی زرافه اینطوری باشه یا اینکه این یک اتفاق بود؟ نورما
خدای عزیز! چه کسی دور کشورها خط میکشد؟ جان
خدای عزیز! من به عروسی رفتم و آنها توی کلیسا همدیگر را بوسیدند. این از نظر تو اشکالی نداره؟ نیل
خدای عزیز! آیا تو واقعاً منظورت این بوده که « نسبت به دیگران همانطور رفتار کن که آنها نسبت به تو رفتار میکنند؟ » اگر این طور باشد، من باید حساب برادرم را برسم. دارلا
خدای عزیز! بخاطر برادر کوچولویم از تو متشکرم، اما چیزی که من به خاطرش دعا کرده بودم، یک توله سگ بود. جویس
خدای عزیز! وقتی تمام تعطیلات باران بارید، پدرم خیلی عصبانی شد. او چیزهایی دربارهات گفت که از آدمها انتظار نمیرود بگویند. به هر حال، امیدوارم به او صدمهای نزنی. دوست تو (اما نمیخواهم اسمم رو بگم)
خدای عزیز! لطفاً برام یه اسب کوچولو بفرست. من فبلاً هیچ چیز از تو نخواسته بودم. میتوانی دربارهاش پرس و جو کنی. بروس
خدای عزیز! برادر من یک موش صحرایی است. تو باید به اون دم هم میدادیها! ها! دنی
خدای عزیز! من میخواهم وقتی بزرگ شدم، درست مثل بابام باشم. اما نه با اینهمه مو در تمام بدنش. تام
خدای عزیز! فکر میکنم منگنه یکی از بهترین اختراعاتت باشد. روث
خدای عزیز! من همیشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمیکنم. الیوت
خدای عزیز! از همۀ کسانی که برای تو کار میکنند، من نوح و داود را بیشتر دوست دارم. راب
خدای عزیز! برادرم یه چیزایی دربارۀ به دنیا آمدن بچه ها گفت، اما اونها درست به نظر نمیرسند. مگر نه؟ مارشا
خدای عزیز! من دوست دارم شبیه آن مردی که در انجیل بود، 900 سال زندگی کنم. با عشق کریس
خدای عزیز! ما خواندهایم که توماس ادیسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاسهای دینی یکشنبه ها به ما گفتند تو این کار رو کردی. بنابراین شرط میبندم او فکر تو را دزدیده. با احترام دونا
خدای عزیز! آدمهای بد به نوح خندیدند « تو احمقی چون روی زمین خشک کشتی میسازی » اما اون زرنگ بود. چون تو رو فراموش نکرد. من هم اگر جای اون بودم همین کارو میکردم. ادی
خدای عزیز! لازم نیست نگران من باشی. من همیشه دو طرف خیابان را نگاه میکنم. دین
خدای عزیز! فکر نمیکنم هیچ کس میتوانست خدایی بهتر از تو باشد. میخوام اینو بدونی که این حرفو بخاطر اینکه الان تو خدایی، نمیزنم. چارلز
خدای عزیز! هیچ فکر نمیکردم نارنجی و بنفش به هم بیان. تا وقتی که غروب خورشیدی رو که روز سه شنبه ساخته بودی، دیدم، معرکه بود. |
1- محمدرضا گلزار --- BMW
2- محمدرضا شريفي نيا --- زانتيا و سيناد
3- تهمينه ميلاني --– پرادو
4- مسعود ده نمكي --– پژو 206
5- پرويز پرستويي –-- پرشيا
6- بهرام رادان --– لندكروزر
7- پوريا پورسرخ --– پاترول
8- علي لهراسبي --– پرادو
9- كامبيز ديرباز –-- كوراندو
10- محمد اصفهاني --– تويوتا كمري و سوناتا و پژو 405
11- سيد جواد هاشمي --– آزرا
12- فيروز كريمي –-- آزرا
13- امين حيايي –-- رنج رور
14- نفيسه روشن –-- رنو PK
15- حسين رضازاده –-- ماكسيما
16-رضا رشيدپور --– تويوتا كمري
17- محمدرضا فروتن --– پژو 206
18- نيكي كريمي –-- پاترول
19- شهاب حسيني --– ريو
20- محمود شهرياري --– ماكيسما و ماتيز
21- طناز طباطبايي --– اپل كورسا
22- امين تارخ --– پرادو
23- مهدي سلوكي –-- پرشيا
24- حميد گودرزي --– سانتافه
25- حسن پورشيرازي –-- مگان
26- حامد كميلي –-- پاترول
27- حميدرضا پگاه –-- پژو 206
28- حسين رفيعي –-- رونيز
29- رضا صادقي --- پژو 206
30- سعيد راد --- كوراندو
31- زيبا بروفه --- پژو 206
32- حسن جوهرچي --- پژو 206
34- علي نصيريان --– ورنا
35- پانته آ بهرام --- پرايد
36- مريلا زارعي --- سمند
37- رضا كيانيان --- پاترول
38- كاوه سماك باشي --- پرشيا
39- امير نوري --- پرشيا
40- ابوالفضل پورعرب --- پرشيا
41- امير تاجيك --- زانتيا
42- جواد رضويان --- سوزوكي و پژو 206
43- رامتين خداپناهي --- پژو 206
44- امير جعفري --- پرادو
45- مجتبي كبيري --- پرشيا
46- عليرضا دبير --- پژو 206
47- علي دايي --- بنز و پرادو
48- نيوشا ضيغمي --- پژو 206
49- باران كوثري --- سمند
50- احسان خواجه اميري --- مزدا 323
51- شاهين آرين --– سوناتا
52- اشكان خطيبي --- پژو 206
53- حميد لولايي --- دوو سي يلو
54- مهران مديري --- پرادو
55- حميد عسگري --- GEN2
56- بروز ارجمند --- مزدا 323
57- مسعود روشن پژوه --- پرادو
58- حسام الدين سراج --- پژو 206
59- بهروز افخمي --– پژو 405
60- احمدرضادرويش --- پژو 405
61- محمد سلوكي --- پژو 405
62- احسان عليخاني --- پژو 405
63- مسعود كيميايي --- پاترول
64- مجيد اخشابي --- پرشيا
65- قاسم اقشار --- ماكسيما
66- جمشيد مشايخي --- پژو 405
67- رضا عطاران --- پژو 206
68- مجيد صالحي –-- پرشيا
69- محمد نصرتي --– ماكسيما
70- ايرج نوذري –-- پژو 206
71- مريم كاوياني --- پژو 206
72- عليرضا نيكبخت واحدي --- BMW
73- نگار فروزنده --- دوو سي يلو
74- شيث رضايي --- بنز
75- سپند اميرسليماني --- پژو 206
76- عاطفه نوري --- ماتيز
77- مهسا كرامتي --- پرايد
78- مهدي مقدم--- دوو سي يلو
79- عبدالرضا اكبري --- پژو 206
80- عليرضا خمسه --- مزدا 323
81- عادل فردوسي پور --- زانتيا
82- گلشيفته فراهاني --- پرادو
83- بهزاد فراهاني --- پژو 405
84- جهانگير كوثري --- پرشيا
85- رخشان بني اعتماد --- ماتيز
86- مهتاب كرامتي --- پژو 206
87- اكبر عبدي --- گل
88- سيروس مقدم --- پژو 206
89- حسين ياري --- تويوتا كمري
90- خسرو شكيبايي --- پژو 206
91- آرام جعفري --- پژو 206
92- يكتا ناصر --- پژو 206
93- حسام نواب صفوي --- مگان
94- مهدي اميني خواه --- پژو 206
95- فرزانه كابلي --- پژو 206
96- ليلا اوتادي --- دوو سي يلو
97- حميد ماهي صفت --- اپل كورسا
98- فرزاد حسني --- ماشين ندارد
99- افشين قطبي --- سوزوكي
100- ناصر حجازي --- سوزوكي
101- علي پروين --- ماكسيما
102- امير قلعه نوعي --- بنز و پژو 405
از زبانه آقایون(انتظارات مردها)
خانم ها معمولا اظهار مي دارند که رفتار آقايون آنها را تا حدي گيج مي کند و به درستي نمي توانند تشخيص دهند که مردها از آنها چه انتظاراتي دارند. آنها از اينکه نمي توانند مردها را راضي نگه دارند اندکي ناراحت هستند. البته امروزه کمتر اتفاق مي افتد که خانمي به رضايت و يا عدم رضايت مردها اهميت دهد،
چرا که خانم ها تصور مي کنند که با در اختيار گذاشتن مسائل جنسي تمام مشکلات به راحتي قابل حل شدن مي باشد. تا زماني که يک چنين ديدي نسبت به زندگي داشته باشيد همه چيز بر وفق مراد پيش خواهد رفت، اما... بدون توجه به اينکه چنين نقطه نظري درست است و يا اشتباه بايد توجه داشته باشيم که مردهاي امروزي، با تلاش هر چه بيشتر در پي يافتن جايگاه واقعي خود در اجتماع هستند. خانم هايي را داريم که به عضويت ارتش و پايگاه هاي فضايي در آمده اند و به خوبي از انجام وظايفي که بر گردن آنها نهاده مي شود بر مي آيند. آنها در ساير مشاغل صنعتي ديگر هم در حال پيشرفت و ترقي مي باشند. رفته رفته قلعه مستحکم مردها در حال ويران شدن است و آنها احترام و ارج و قرب گذشته خود را کم کم از دست رفته مي بينند.
اگر يک خانم اين مقاله را بخواند شايد با خود بگويد که خوب اين مشکل مردهاست و خودشان هم بايد به فکر پيدا کردن راه حلي براي آن باشند. بله درست است اما نبايد انتظار داشت که به يک باره معجزه روي دهد و همه چيز مطابق ميل آنها شود. تاريخ براي ساليان دراز جايگاه و عملکرد مردها را در جامعه معين کرده و شما به راحتي نميتوانيد در عرض چند سال آنرا تغيير دهيد. شايد کمتر افرادي بتوانند در مقابل پيشرفت ها و موفقيت هاي خانم قد علم کنند اما يک چنين وضعيتي به طور قطع با خود مشکلاتي را نيز به همراه مي آورد. يکي از مشکلات همانطور که قبلا نيز به آن اشاره داشتم اين است که مرد قرن بيستم چه انتظاراتي دارد.
آقايون کم کم متوجه مي شوند که جايگاه آنها چنان که در گذشته بوده، نيست. ديگر هيچ رد پايي از زمانيکه مردها نان آور خانه بودند و خانم ها هم بايد در خانه مينشستند و فرزندان خود را بزرگ مي کردند، نمانده است. شايد چنين تغيير شگرفي مستلزم سپري شدن مدت زمان بسيار زيادي باشد اما همانطور که مشاهده مي کنيد اين امر در جوامع غربي با روند چشم گيري در حال پيشروي است. اين روزها مردها مي دانند که اگر بخواهند براي خود همسري پيدا کنند بايد سخت تر از گذشته کار کنند و خانم ها سنگ هاي بيشتري در جلو پايشان مي اندازند.
خوب، حالا مردها واقعا به دنبال چه چيز هستند؟
* اول از همه مردها به دنبال کسي هستند که تشنه عشق و محبت باشد. شايد اين حرف بسياري از خانم ها را غافلگير کند اما مردها دوست دارند مورد دوست داشتن قرار بگيرند و خودشان نيز کسي را دوست بدارند. مشکل اينجاست که خانم ها برخورد بي احساس و سردي با آنها دارند. پيدا کردن خانمي که قابل دوست داشتن باشد کمي مشکل است و مردها از اينکه بفهمند دختر روياهايشان را پيدا کرده اند خوشحال مي شوند.
* مردها دنبال خانمي مي گردند که در نظرشان جذاب باشد. خانم ها اغلب تصور ميکنند که مردها خيلي سطحي نگر بوده و تنها چيزي که برايشان اهميت دارد وضعيت ظاهري خانم مي باشد. مردها لزوما به دنبال خانم هاي کمر باريک نمي گردند و اکثر آنها از خانم هاي چهل کيلويي خوششان نمي آيد، بلکه آنها مي خواهند کسي را داشته باشد که به وضعيت ظاهري خود افتخار کند (البته اين کار را نبايد بيش از اندازه انجام دهد). مردها از داشتن نامزدي که قيافه خوبي داشته باشد لذت مي برند و من فکر نمي کنم که مردي چيزي جز اين به شما بگويد.
* مردها به دنبال خانم هايي هستند که بتوانند به آنها اعتماد کنند. کسي که آنها را به خاطر خودشان بخواهد، کسي که بتوانند به او ايمان داشته باشند. شايد برايتان عجيب باشد اما برخي از خانم ها قابل اعتماد نبوده و بسيار بي وفا هستند. همين امر باعث مي شود که مردها محتاط تر عمل کنند. بوسه روز عيد و يا عشق بازي ها اصلا به حساب نمي آيند و اين جزئي از خصوصيات خانم هاست. آقايون به شدت از بي وفايي و بد قولي بيزار هستند و به دنبال کسي مي گردند که بتوانند از صميم قلب به او اعتماد کنند.
* مردها مي خواهند براي خود تشکيل زندگي خانوادگي دهند و به دنبال شريکي هستند که بتواند با او در خانه زندگي کند. خانم هايي که در محيط هاي اجتماعي فعاليت مي کنند براي مردها قابل قبول تر هستند چرا که آقايون تصور مي کنند خيلي بهتر مي توانند با اين گونه افراد ارتباط برقرار کنند و ارتباطشان پايدار تر خواهد بود.
* مردها به دنبال خانم هايي با روحيه زنانه و مهربان مي گردند زيرا چنين خصوصياتي باعث مي شود که يک زن بتواند مادر بهتري براي بچه هايش باشد. البته اين امر بدان خاطر نيست که مردها انتظار دارند خانم ها آنها را نيز تر و خشک کنند بلکه بدان خاطر است که دوست دارند فرزندانشان در آغوش مادر مهربان و دلسوزي پرورش پيدا کنند.
* مردها به دنبال خانم هاي خوش مشرب هستند. بعضي از خانم ها خيلي سخت گير بوده و براي جزئيات اهميت بيش از اندازه اي قائل مي شوند. آيا تا به حال دختر هايي را ديده ايد که داراي خلق و خوي پسرانه هستند؟ مردها مي خواهند از در کنار هم بودن با همسر خود لذت ببرند و احتياج به محبت دارند به همين دليل هميشه به دنبال فرد خوش طبعي هستند که بتوانند در کنار او به آرامشي که آرزوي آن را دارند دست پيدا کنند.
* مردها به دنبال زن هايي هستند که حس و ظرافت زنانه خود را حفظ کرده باشند. البته منظور ما آن دسته از خانم هايي نيست که دائما به دنبال مد مي روند و چهره خود را به انواع و اقسام اشکال مختلف در مي آورند. خانمي که بادگلو مي زند و از خود گاز معده خارج مي کند هيچ گاه براي يک مرد قابل قبول نخواهد بود. اين روزها خانم ها ممكن است از مشروبات الکلي استفاده کنند که اين کار نيز به نوبه خود باعث ميشود که نظر جنس مخالف به آنها جلب نشود. بعضي از خانم ها هستند که در زمان عصبانيت هر چه که دلشان مي خواهد بار طرف مقابل مي کنند که اين کار به هيچ وجه به مزاج آقايون سازگار نيست. مردها نمي خواهند رفتار همسرشان به اندازه خودشان بي شرمانه و توهين آميز باشد.
* مردها کسي را مي خواهند که حامي و پشتيبانشان باشد. خيلي از خانم ها منتظر هستند که اشتباه کوچکي از آقا سر بزند که آنها را به باد انتقاد بگيرند و در مسائل خصوصي و حتي شغلي شان دخالت کنند. آقايون به ارتباط خود به عنوان يک سيستم محافظ نگاه مي کنند زمانيکه خانم نتواند يک چنين حسي را در آنها به وجود آورد و از اين گذشته تا آنجا که مي تواند از آنها انتقاد هم بکند، چيزي نمي گذرد که آقا از او جدا مي شود.
* مردها از خانم هاي عصبي که تمام مدت داد و فرياد مي کنند خوششان نمي آيد. آنها خانم هايي را مي پسندند که اهل بحث و گفتگو باشند و قادر باشند که مشکلاتشان را از راه هاي منطقي حل کنند. شايد خلق و خوي آتشين شما را در همان روزهاي اوليه اندکي جذاب باشد اما در روز 500 به هيچ وجه به شما افتخار و قدرت نخواهد بخشيد.
* مردها از خانم هايي که آنها را به چالش وا مي دارند خوششان مي آيد. دوست ميدارند که خانم ها، آنها در انتظار بگذارند. مردها معمولا زماني که احساس امنيت کنند اندکي در رابطه تنبل مي شوند اما زمانيکه آنها را به چالش وا مي داريد، حداقل کاري براي انجام دادن دارند. اگر مي خواهيد مرد خود را همواره به خود علاقمند نگه داريد بايد او را هميشه به چالش وادار کنيد.
* معمولا آقايون در مورد مسائل جنسي اندکي خود دار تر از خانم ها هستند. باور کنيد که حقيقت دارد. مردها مي دانند که در رخت خواب چه مي خواهند و به همين دليل توجه خود را بر روي آن معطوف مي کنند. شما به هيچ وجه آن همه شور و اشتياقي که به مردها نسبت مي دهند را نمي توانيد در دنياي واقعي در وجودشان پيدا کنيد. مردها در جهان واقعي بسيار محافظه کار هستند. آنها با هر کسي مي توانند اوج لذت و خوشي خود را تجربه کنند و نيازي به داشتن همسران متفاوت ندارند. در بسياري از آزمايشاتي که انجام شده نتيجه بر اين اصل استوار بوده که مردها دوست دارند در تخت خود به راحتي بخوابند و اين خانم ها هستند که بهانه گرفته و اظهار مي دارند که از اين نوع رابطه خسته مي شوند.
* مردها به دنبال همسري مي گردند که به آنها متعهد باشد. هر چند پيدا کردن چنين شخصي مشکل است اما مي توانيد حداقل آرزوي داشتن يک چنين همسري را داشته باشيد. مردها نامزدي را دوست دارند که بتوانند به او اعتماد کنند و مشکلات و ناراحتي هايشان را با او در ميان بگذارند. تعهد مثل يک خيابان يکطرفه نيست و بايد از جانب هر دو طرف رعايت شود. چنين نيازي براي هميشه در وجود تمام مردها باقي خواهد ماند.
* مردها دوست ندارند که تنها زندگي کنند. مقاله اين دفعه بسيار بحث بر انگيز است و ممکن است من را به جرم اشتباهات فاحش دستگير کنند! اما زيبايي نظر و عقايد شخصي، اين است که هر کس هر چيزي را که دوست داشته باشد مي تواند بگويد. حقيقت اين است که مردهاي امروزي به دنبال يک خانم مجرد قابل اطمينان و جذاب هستند که بتوانند رابطه بلند مدتي را با او آغاز کنند.
آنها مي خواهند با او از زندگي خود لذت ببرند و دقايق خود را با او تقسيم کنند تا آرام و قرار بگيرند. افراد مجرد کمي وجود دارند که خواهان ارتباط بلند مدت هستند. مشکلي که مردها با آن مواجه هستند اين است که دنيا به طور کلي عوض شده. زماني که انتظار هيچ چيزي را ندارند به سرعت برايشان زن مي گيرند و طوري که متوجه نشوند بچه دار مي شوند. آنها فقط و فقط به دنبال ارزش و احترام از طرف شريک زندگي خود هستند و بس.
در حاليکه خانم ها در نقشهاي اجتماعي خود بسيار موفق هستند خوب است که هيچ گاه از ياد نبريم که جايگاه اصلي آنها به خانه و خانواده شان تعلق دارد
|
زن گرفتم شدم اي دوست به دام زن اسير شاعر: ايرج ميرزا |
|
كسى كه نيّت درست داشته باشد، دل سالم و پاك دارد... |
ستایش خدای را که خالق آسمانها و زمین است بیننده آگاه و
امین است بخشاینده عمر است و رحیم است
امروز ورقه ای از عمر گذرانیدم و سالی گذشت امید باشد تا
سال بعدی از آنچه که امروز هستیم بیشتر بدانیم و به درجه
بالاتر برسیم چه مادی و چه معنوی.
و تلاش کنیم تا به اهدا فمان برسیم و فردی مفید برای خود و
دیگران باشیم.
یادمان باشد، لبخند روی لب کافی نیست ، این دلی شاد است
که دیگران دلشاد کند.
قوي و قدرتمند ، مصمّم و با اراده پولادين ، ورزشكار ، هوشيار ،
مرد متولد آبان
تيز هوش، با اراده، خواستار هدفهاي بزرگ، پدري دلسوز و مهربان،
زن متولد آبان
طناز و زيبا، خانه دار و گرم، حسود و انتقامجو، راز دار و خود دار،
تندرست و موفق و دلشاد باشید
مکان برگزاری جشنواره :تهران_خیابان ولیعصر (عج)
بالاتر از میدان ونک_ پارک ملت
موضوع جشنواره :
تهیه غذا در سه بخش
1 غذاهای ایرانی
2 غذاهای خارجی
3 صنایع غذایی
اگر شما در روزهای عادی نمی توانیداز این جشنواره بازدید کنید
به شما عزیزان پیشنهاد می کنم روز جمعه فرصت خوبی برای
بازدید از این جشنواره است از ساعت 10 صبح الی 9 شب
این جشنواره قسمت های بسیار خوب و مفیدی دارد
از دست ندهید !
بنده فقط برخی از بخش ها را می نویسم
_غذاهای کودک،سالمند،بومی ،و محلی ،مدرن و ملل
_ سنجش سلامت شهروندان (قد،وزن،چربی،و...) و اعلام
وضعیت ایده ال
_آموزش رایگان سفره آرای ساعت 4الی 6 بعد از ظهر
_ مشاوره رایگان تغذیه توسط اساتید مجرب
_ برنامه ویژه ((عصرانه با نشاط )) با ایجاد فضای مملو از شادی
و با مشارکت شهروندان در مسابقه حضوری ، موسیقی سنتی
تئاتر، مسابقات خانوادگی مرتبط با جشنواره با اهداء جوایز ارزنده
برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت اداره کل امور بانوان مراجعه
کنید
بعضی وقتها آدم هر چقدر هم که لجباز باشه بزور مجبور ميشه کاری رو که دوست نداره انجام بده. مثل رفتن به مدرسه...
باقی در ادامه مطالب
ادامه مطلب...
![]()
آقایون زیاد جدی نگیرند این فقط جنبه ی طنز داره... ![]()
50 نکته برای اینکه به زن بودنت افتخار کنی ![]()
1_هیچ وقت مجبور نیستی به تعداد موهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه "بله" کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه. ![]()
2_به سادگی اب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی.(روشش رو خود خانما بهتر می دونن.پس نیازی به نوشتن نیست)
3_لازم نیست صبح به صبح صورتتو اصلاح کنی.ماهی یه بارم کافیه.حالا از مناطق ناجور دیگه بگذریم!!!!!.
4_هیچ وقت از بوی گند زیربقل خودت عق نمی زنی.
5_مجبور نیستی وقت دستشویی رفتن زیر اواز بزنی که اهالی خونه، بقیه صداهای نافرم رو نشنون.
6_هیچ موجود دیگه ای مثل تو تا این حد ریزبین و بادقت نیست که در یک نگاه، مارک کفش زری خانم یا مدل موهای عقدس خانم رو بفهمه.
7_خوب می تونی نقش بازی کنی.
8_انقدر زود همه چی رو می گیری که شش سال زودتر از اقایون به تکلیف می رسی. ![]()
9_بزرگترین پوئن:خیالت از بابت سربازی راحته!.صد سال سیاهم که دانشگاه قبول نشی ککتم نمی گزه.
10_تو اماکن عمومی با خیال راحت می تونی جیغ و داد راه بندازی چون به هر حال کی وجودشو داره که رو یه دختر صداشو و احیانا خدایی نکرده دستشو بلند کنه؟!!.
11_در تاریخ جهان به زیرکی معروفی.
12_می تونی هزار بار هم فیلم رومئو و ژولیت رو ببینی و باز گریه کنی.
13_و مهم تر اینکه هیچ وقت از گریه کردنت خجالت نمی کشی.
14_یه چیز باحال:هم دامن می پوشی و هم شلوار!. ![]()
15_بهشتم که زیر پای امثال شماست.
16_بیشتر از اقایون عمر می کنی(از لحاظ علمی ثابت شده).
17_فقط تویی که می دونی بوی خاک بارون زده تو شبای پاییزی چه جوریه.
18_از قدیم گفتن:پشت هر مرد موفقی زنی باذکاوت بوده.
19_هیچ کی نمی دونه دقیقا تو فکرت چی می گذره؟ خود فروید، پدر روانشناسی جهان گفته:بزرگترین سوالی که هرگز پاسخ داده نشده و من هم هرگز پاسخ ان را نیافته ام این است که یک زن چه می خواهد؟.
20_چند تا از جنگ های بزرگ تاریخ جهان به خاطر عشق شدید مردها به جنس تو بوده.
21_این یکی دیگه کاملا مستنده:باهوش ترین انسان دنیا یک زنه!.
22_با اینکه ممکنه از جنس دوم بودنت ناراحت باشی ولی یادت بمونه که زنی، سال ها پیش با هوش و ذکاوتش یکی از مردان قدرتمند دنیا رو شکست داد(شکست شرم اور فیلیپ، پادشاه اسپانیا از الیزابت، ملکه انگلستان1533_1603)
23_نماد الهه عشق، زیبایی، جنگ و عقلانیت در یونان باستان به شکل زنه.
24_یادت باشه که خداوند، تمام جهان رو به خاطر برکت وجود یک زن افرید.(خانم فاطمه زهرا)
25_با اینکه از مردا ضعیف تری ولی لازم نیست صدتا کلاس کاراته و تکفاندو و از این جور چیزا بری...به یه چنگ و گیس کشی بسنده می کنی.
26_جورابات بوی پنیر کپک زده نمی ده.
27_با موهای پا و زیربغلت نمی شه کلاه گیس ساخت.(راستی این یه پوئن واسه اقایون نیست؟...)
28_می تونی در سکوت و فقط با طرز نگاهت حرف بزنی اگرچه شاید هیچ کدوم از اقایون معنیشو متوجه نشن.
29_سال ها پیش دختری 18 ساله فرماندهی ارتش فرانسه رو بر عهده گرفت و اسمش رو در تاریخ جهان ماندگار کرد(ژاندارک).
30_درهای کعبه تنها به روی یک زن باز شد.
31_سر ابوالهول مجسمه دانش و خرد به شکل زنه.
32_با قوس کمرت چه کارا که نمی تونی بکنی.....
33_خداوند در وجودت دستگاهی رو تعبیه کرده که هیچ مردی نداره و اگر به خاطر وجود اون نبود نسل بشریت تداوم پیدا نمی کرد.(اطلاع رسانی برای اون دسته از اقایونی که تو واحد تنظیم خانوادشون ضعیفن:اسم این دستگاه اعجاب انگیز رحمه).
34_واقعا تا حالا هیچ مردی شب ها به اسمون نگاه کرده؟.
35_عذر موجه زیاد داری.
36_هزار جور مدل خنده ،داری که هر کدوم رو یه موقع تحویل بقیه می دی.
37_توانایی صوتیت بالاست.(کدوم مردی بلده جیغ بنفش بکشه؟).
38_خیانت عشقی نمی تونی بکنی(علم روانشناسی به این نتیجه رسیده که زن ها هرگز نمی تونن دو مرد رو همزمان و به یک شکل و اندازه دوست داشته باشن اما مردها چرا).
39_شاید از طرز کار کامپیوتر یا تکنیک های فوتبال سر در نیاری ولی اگه یه هفته طرف اشپزخونه نری اقایون حتما یه بلایی سرشون می یاد.(توضیح اینکه در چنین مواردی دو حالت وجود داره:1_اقایون خسیس از گشنگی می میرن 2_دست و دلبازاش که غذای حاضری خریدن واسشون خیالی نیست یا ورشکست می شن یا مسموم.)
40_دو هفته هم که حموم نری بوی ترشیدگی نمی دی.
41_هیچ وقت خودتو واسه این فکر که زیر لباس اقایون چه شکلی ممکنه باشه ازار نمی دی.
42_مجبور نیستی واسه اینکه یه نفر به خواهرت چپ نگاه کرده ،خون و خونریزی راه بندازی.نه اینکه رگ غیرت نداشته باشیا ! درواقع اپن مایندی(open minde).
43_بلدی چه طوری بدون اینکه زور بازویی لازم داشته باشی روی بقیه رو کم کنی.(با زبونت)
44_اگه زشت باشی(که خیلی کم چنین چیزی پیش می یاد)می تونی خودت رو با ارایش خوشگل کنی.اگه قدت کوتاهه می تونی کفش پاشنه دار بپوشی. اگه موهات کم پشته مسئله ای نیست چون روسری داری.
45_تو بچگی بخشی از عضو بدنت رو به عنوان یه چیز اضافه نمی کنن.(منظورم چیزی غیر از بند نافه). ![]()
46_اوه البته یادم رفته بود که همه اقایون هم(حداقل ایرانی هاش) یه یار تو زندگیشون دامن پوشیدن!.(کل فامیل هم بهشون تا یه شبانه روز خندیدن).
47_ در دنیا هرگز به اندازه ای که در حق تو اجحاف شده در حق موجود دیگه ای نشده با این حال امروزه زن ها رو در هر عرصه ای می بینیم:سیاست، اقتصاد، علم و حتی ورزش!.
48_و غم انگیزترین مزیت اینه که روزی مادر می شی و به موجودی زندگی می بخشی.
49_چراغ هر خونه ای یک زنه.
50_و در اخر اینکه فقط با یک حرکت ناچیز می تونی صد تا مرد رو از خود بی خود کنی.(توضیحی لازم نیست)

تو دنیای بچه ها :تفنگا نا مریی یا الکین
تودنیای بچه ها : آقا پلیسا هیچ وقت رشوه نمی گیرن
تودنیای بچه ها : دزدا زود از زندان بیرون میان
تودنیای بچه ها : اگه سوتی بدی کسی چپ چپ نگات نمی کنه
تو دنیای بچه ها : اگه جیش داشته باشی زود دستتو میگیرن میبرنت دستشوئی
تودنیای بچه ها : آمپول زدن هیچ وقت درد نداره(بازی)
تودنیای بچه ها : با پولاشون میشه همه چیز خرید
تودنیای بچه ها :مرزی وجود نداره
تودنیای بچه ها : چیزی به اسم دختر بازی وجود نداره اون خاله بازیه
تودنیای بچه ها :اگه چیزی بهشون ندی : ببین خیلی لوسی اصلادیگه باهات دوست نمیشم(مثلا قهر هستن) تو دنیای اونا قهرا چند دقیقه ای و زود آشتیه
تو دنیای بچه ها : چیزی به اسم دروغ وجود نداره اگه باشه زود خودشونو لو میدن
تو دنیای بچه ها : ماشینا تصادف میکنن اما سر نشینا همیشه زنده می مونن
تو دنیای بچه ها :بدون مهریه و جهزیه میشه ازدواج کرد
تو دنیای بچه ها : هیچ کس معتاد نمیشه
تو دنیای بچه ها :تو بازی با لا بلندی یه جا ده هست به اسم جاده خدا
تو دنیای بچه ها :اگه اذیتش کنی بهت میگه : پو یو نکن به مامانت میگما
تو دنیای بچه ها : گو به (گربه ) بچه های شیطونو می خوره
تو دنیای بچه ها :آدما رو هیچ وقت به خاک نمیسپرن
تو دنیای بچه ها : آدم وجود نداره چون همشون فرشتن اینو خودشون نمیدونن
همه این چیزای که گفتم هیچ کدوم تو دنیای واقعی آدم بزرگا وجود نداره
میگن قلب آدما به اندازه مشت دستشون قلب بچه ها به ظا هر کوچیکه اما وسعتش بیش از یه اقیانوس
کودکان راستگوترین و پاکترین انسانها هستند ،آنها فرشته های هستند که از طرف خداوند متعال به خانواده هاهدیه می شوند ،آنها نور چشم خانواده هستند وگرمی و زیبای به زندگی می بخشند
باید از گلهای زندگی خوب مراقبت کنیم
by: iran eshgh group
یه خانمی به شوهرش میگه همسایه هر روز صبح که میره سر کار و عصر که بر میگرده زنشو می بوسه تو چرا این کارو نمیکنی
مرد میگه آخه من خوب نمیشناسمش !

ایا تابحال تصادف كرده ايد يا در حادثه تصادفي بوده ايد (سوار ماشين و يا شاهد نزديك) بعضاً ديده ايد كه رفتارهاي مختلفي از افراد بعد از تصادف رخ مي دهد. اما جالبترين آنها مربوط به خانم هاست.
حال سوالي كه مطرح است اينست كه يك خانم بعد از تصادف اتومبيلش دقيقاً چه كاري انجام مي دهد؟
ماشين را خاموش مي كند؟
پاسخ؛ خير.
در صورت انفجار ماشين از اتومبيل دور مي شود؟
پاسخ؛ خير.
با استفاده تلفن همراه خود با ۱۱۰ تماس مي گيرد؟
پاسخ: خير
با اوژانس تماس مي گيرد؟
پاسخ: مطمئناً خير.
پس بنظر شما چه كاري ممكن است از او سر بزند؟ در حين پايين رفتن در اين مورد نيز فكر كنيد.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آره ديگه!

نمیدونم چرا بعضیها اینهمه غر میزنند که کرایه خونه ها گرون شده. شما بگید...گرونیه؟!
باقی در ادامه مطالب
ادامه مطلب...
زندگی مثل پیانو است,دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها .اما زمانی می توان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سیاه و سفید را با هم بفشاری
............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... .....
فرصت ها سخت به دست می آیند, و زود از دست میروند. . . پس سعی کن از آن گونه انسان هایی باشی که برای گفتن احساساتت از هیچ کس و هیچ چیز ترسی نداری. . . شاید آن که امروز هست فردا نباشد. . .
............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... .....
مردانی که دیر قول میدهند خوش قول ترین مردان دنیا هستن
............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... .....
هر از گاهی توقف فرصت مناسبی است برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راه پیش رو.
گاهی برای رسیدن باید نرفت.
............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......
کوچیک که بودیم تنها کفش منو اشتباه می پوشیدیم, اما حالا چی؟ حالا که بزرگ شدیم تنها کار درستمون پوشیدنه کفشمونه.
............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... .......
............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* *******
اتل متل جدایی، عروسکم کجایی؟ گاو حسن پریشون، یه دل داره پر از خون عشقم که رفت هندستون، خونم شده قبرستون یه عشقه دیگه بردار، یه دنیا غصه بردار اسمشو بزار بچگی، تا آخر زندگی هاچین و واچین تموم شد، عمر منم حروم شد!
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* *******
وقتی با 1 انگشت به سمت کسی اشاره مي کنی و مسخرش ميکنی اگه خوب به دستت دقت کنی 3 تا انگشتت به سمت خودته
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* *******
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* *******
اگه یه روز به یه در بزرگ که یه قفل بزرگ روش هست برخوردی نا امید نشو...چون اگه قرار بود اون در وا نشه جاش یه دیوار میذاشتن!
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* ******
تاسف برای گذشته مثل دویدن به دنبال باد است.(ضرب المثل روسی)
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* ******
همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* ******
برای داشتن چیزی که تا بحال نداشتم٬ باید کسی بشم که تا حالا نبودم!
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* ******
شریف ترین دل ها دلی است که اندیشه آزار کسان در آن نباشد
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* *******
سعی کن دست دادنت مانند یک قرارداد امضا شده معتبر باشد .
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* *******
اشخاصی كه به اجبار می كوشند جالب باشند بیشتر از همه نفرت انگیز می شوند!!
هرگز دلت به حالت خودت نسوزد . هر وقت اين احساس به تو دست داد، براي کسي که به اندازه ي تو خوشبخت نيست ، کاري انجام بده
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* *******
به جز مواردي که مربوط به مرگ و زندگي است ، همواره خود را رهاکن و آسوده باش. هيچ چيز آن قدر که در ابتدا به نظر مي رسد ، مهم نيست
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* *******
افکار بزرگ فکر کن، اما از شادي هاي کوچک لذت ببرفراوان لبخند بزن. هزينه اي ندارد وارزشش قابل تصور نيست
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* *******
چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است . اُرد بزرگ
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* *******
دانستن کافی نیست، باید به دانسته خود عمل کنید. ناپلئون هیل
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* ******
مسؤولیت قبول کن، بگذار هرچه میخواهد پیش بیاید. آنتونی رابینز
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* *******
میراثی گران بهاتر از راستی و درستی نیست. شکسپیر
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* *******
به جای این که سعی کنید مرد موفقیت باشید، سعی کنید مرد ارزشها باشید. آلبرت انیشتین
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* *******
در عالم دو چیز از همه زیباتر است : آسمانی پرستاره و وجدانی آسوده. کانت
«شب قدر است و طی شد نامه هجر/ سلام هیحتیمطلعالفجر» شاید هیچ كس مثل حافظ به این خوبی شب قدر را تعریف نكرده باشد؛ «طی شدن نامه هجر» سر آمدن زمان دوری. میگویند برای بنیآدم همیشه فرصت راز و نیاز با خدا هست، اما بعضی وقتها انگار قرار است، صدای ما شنیدنیتر شود..
قرار است حجابهای این هفت پرده آسمان كنار بروند تا ما بیواسطهتر با او سخن بگوییم. تا هر چه دیوار مجازی است، در دلمان پایین بریزیم و فریاد بكشیم: «الغوث، الغوث، خلصنا من النار یارب!» تا صدای استغاثهمان را بشنود و ما صدای لبیكش را با همه قلبمان حس كنیم.
میگویند قدر در لغت به معنای اندازه و اندازهگیری است، اما معنای اصطلاحی قدر را ویژگی هستی و وجود هر چیز و چگونگی آفرینش آن دانستهاند. شب قدر شبی است كه همه مقدرات تقدیر میشود و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازهگیری میشود. شبی كه سرنوشت یك سال آدمی رقم میخورد. شاید به خاطر همین چیزهاست كه خوابیدن را در شب قدر مذموم دانستهاند. شاید به خاطر همین است كه تو باید بیدار بنشینی و اسماء مبارك او را دوره كنی تا بگویی كه من با بیداری تمام، با خلوص قلب و درست در زمانی تقدیرم را پذیرفتم كه داشتم نام مبارك تو را عاشقانه فریاد میزدم.طبق روایات ما شیعیان یكی از شبهای نوزدهم، بیست و یكم و به احتمال زیاد بیستوسوم ماه مبارك رمضان شب قدر دانسته شده است. در این شب كه شب نزول قرآن نیز به شمار میآید عبادت فضیلت فراوان دارد و در نیكویی سرنوشت یك ساله بسیار موثر است. قرآن درباره این ماه میگوید: «شَهرُ رَمَضانَ الَّذی اُنزِلَ فیهِ القُرانَ»؛ «ماه [مبارك] رمضان ماهی است كه در آن قرآن نازل شده است..» و سوره قدر به طور مشخص میفرماید: «اِنّا اَنزَلناهُ فی لَیلَه`ِ القَدرِ»، «به حقیقت ما آن [قرآن] را در شب قدر فرود آوردیم.» در همین شب است كه درهای بخشش الهی، به روی بندگان خدا باز میشود و این یكی از عاشقانه ترین وجوه شب قدر بین بندگان و خداوند است.
بهره نبردن از شب قدر، كابوسی است كه پیامبر ختمی مرتبت و تمام بزرگان دین و ائمه اطهار نسبت به آن هشدار دادهاند.
پیامبر گرامی اسلام در این باره فرمودهاند: «نفرین بر كسی كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزیده نشود.» با این حدیث نقش انسان در تعیین سرنوشت خود واضحتر شده و معلوم میشود كه بدبختی و شقاوت مقدر در شب قدر نتیجه كار خود بندگان است.
درست 362 روز برای خوابیدن فرصت داریم. تنها همین سه شب است كه میشود پرده خواب را درید و به نظاره عظمت پروردگار نشست. پروردگاری كه در این شب منتظر نجوای عاشقانه توست. این فصل را با من بخوان، باقی... فسانه است.
طلوع خوب پاكیها
اعمال شب قدر را دو گونه است. اعمال مشترك و اعمال مخصوص. در مفاتیحالجنان درخصوص اعمال شب مشترك قدر آمده است: مقارن غروب آفتاب شب قدر باید غسل شود. سپس دو ركعت نماز اقامه شود، در هر ركعت بعد از حمد، 7 مرتبه سوره توحید خوانده شود. بعد از نماز 70 بار ذكر استغفرالله و اتوب الیه گفته شود. بعد از آن مراسم قرآن به سر گرفتن و خدا را به 14 مصوم سوگند دادن، آغاز میشود. زیارت امام حسین(ع). احیای این شبها و اقامه صد ركعت نماز به صورت دوركعتی دیگر اعمالی هستند كه در این شب باید انجام شود. البته بهتر این است كه در هر ركعت این نمازها بعد از حمد، 10 مرتبه سوره توحید خوانده شود. دعایی از امام زینالعابدین علیهالسلام كه در مفاتیحالجنان آمده است. اللهم انی امسیت لك عبداً...، قرائت دعای جوشن كبیر، طلب آمرزش از خدای متعال و درخواست از خدا جهت رفع نیازهای دنیا و آخرت و سرانجام ذكر گفتن و صلوات بر محمد و آل محمد (ص) نیز در فهرست این اعمال مشترك قرار میگیرند.
اما همان طور كه گفتیم شب قدر اعمال مخصوصی هم دارد. به عنوان مثال اعمال مخصوص شب نوزدهم عبارتند از 100 بار ذكر استغفرالله ربی واتوب الیه، 100 بار ذكر اللهم لعن قتله` امیرالمومنین و دعای اللهم اجعل فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم... .
اما اعمال مخصوص شب بیست و یكم را دعای اللهم صل علی محمد وال محمد و اقسم لی حلما یسد عنی باب الجهل... لعن بر قاتل امیرالمومنین و زیارت حضرت علی علیهالسلام دانستهاند. در مورد اعمال مخصوص شب بیست و سوم هم گفتهاند كه تلاوت سورههای عنكبوت و روم ثواب دارد، امام صادق علیهالسلام در مورد تلاوت این دو سوره سفارش كرده است. خواندن 1000 مرتبه سوره قدر، خواندن و تكرار دعای اللهم كن لولیك حجه ابن الحسن... دعای اللهم امددلی فی عمری واوسع لی فی رزقی...، تلاوت قرآن كریم به هر مقدار كه توانستی و دعاوی یا باطنا فی ظهوره یا ظاهرا فی بطونه.... در این شب بسیار ثواب دارد.
شبهای خوب خدا
با ملاحظه آیات و روایات و دریافتها و مشاهدات، اطمینان كامل پیدا می كنیم كه شب قدر هیچ گونه منافاتی با اختیار انسان ندارد و یقینا، او در مقدرات و سرنوشتی كه در شب قدر برایش رقم میخورد، موثر است؛ حتی می شود گفت كه نقش اصلی را به خود انسان سپردهاند تا آنچه بخواهد برای فردا رقم بزند. به خاطر همین بیداری در شب قدر و پاس داشتن این شب با دعا و نیایش اینقدر سفارش شده و تلف كردن و از دست دادن آن از طرف بزرگان دین، مورد نكوهش بسیار قرار گرفته است. چون انسان با شبزندهداری این شب بزرگ، در تعیین سرنوشت خویش دخالت میكند و با استغاثه به درگاه خداوند و اصرار به بخشش گناهانش تقدیر دیگری برای خود رقم میزند. چنین است كه مساله اختیار در شب قدر با ظرافتی عجیب به هم پیوند میخورد، تا انسان همچنان تصمیمگیرنده سرشت و سرنوشت خود باشد و راه زندگیاش را خود انتخاب كند. خداوند به واسطه این شب انسان را نه موجودی مقهور كه بندهای قادر میسازد كه با انجام دادن اعمال این شب و دعا كردن میتواند تاثیر شگرفی روی سرنوشت خود داشته باشد. از پیامبر اسلام نقل شده كه فرمودهاند: «فقط دعاست كه تقدیر و سرنوشتها را دگرگون میكند و تنها نیكی است كه مایه افزایش عمر میگردد.» هیچ كلامی به این خوبی نمیتواند مساله اختیار در شب قدر و لزوم دعا و نیایش را در این شب عزیز روشن كند. شبی سرنوشتساز كه فقط یك بار در سال تكرار میشود و مانند آن هیچ شبی نیست.
رجعت عاشقانه
اما شب قدر برای ما شیعیان فقط شب قدر نیست. در این شبها ما داغی بر دل داریم كه سوز آن باعث میشود ما عاشقانهتر نام خدا را فریاد بزنیم و یاد كسی را چون چراغی در دل روشن نگه داریم كه هر شب زندگیاش چون شب قدر پربار و سرشار از معنویت است. سه شب نوزدهم، بیست و یكم و بیستوسوم ماه رمضان مصادف است با ضربت خوردن و سپس شهادت امام اول شیعیان، حضرت امیرالمومنین علی علیهالسلام. مردانه مردی كه گرچه تمام نجواهای عاشقانه و غریبانهاش را در گوش چاه زمزمه میكرد، اما صلابت آن نیایشها سینه به سینه به شیعیانش رسیده است تا آنها در شبهایی چنین عزیز به او اقتدا كنند. در این شبها شیعیان با مرور ظلمی كه بر علی(ع) رفت و جهالتی كه باعث شهادت او شد، چشمی خون و چشمی اشك، مظلومیت او را دوره میكنند تا بهتر بفهمند كه آن شیر خدا چرا هنگام ضربت خوردن زیر لب گفت: «به خدای كعبه كه رستگار شدم.» پیروان او میدانند كه شانههای هیچ كس جز خود علی تحمل كشیدن آن همه بار درد و رنج را ندارد. تیغ در چشم و استخوان در گلو، ایستادن و برای نجات و صلاح امت رسول خدا با همه وجود جنگیدن كاری بود كه تنها از عهده علی علیهالسلام برمیآمد و بس. سر فرود نیاوردن در برابر جهالت، خودخواهی، طمع، حرص و خون جگر خوردن از دست كسانی كه دین رسول خدا را به نفع خود و تبار خود تفسیر میكردند و برای چرك و كثافت مال دنیا، میخواستند دامن قدسی دین خدا را آلوده سازند و هرگز نتوانستند، كاری بود كه تنها امیرالمومنین علی علیهالسلام از پس آن برمیآمد. به راستی اگر علی نبود چه میشد؟ هیچ با خودتان فكر كردهاید؟ در شبهای قدر، وقتی در كنار دعا و نیایش، نام مبارك او را زیر لب زمزمه میكنید و در دل از خدا میخواهید كه به شما توان دهد تا بتوانید در زندگیتان به او اقتدا كنید به این پرسش نیز بیندیشید. در این شبها، بزرگترین آرزوی شیعیان راستین امام علی علیهالسلام این است كه لااقل ذرهای، شمهای، لحظهای مانند او باشند. علی بودن، اما كار دشواری است. كار دشواری كه فقط علی میتواند آن را انجام دهد.
توی این شبهای عزیز ما را از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید.
التماس دعا
یا علی...
این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.
1- مرد مردها
هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.
یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.
2- نه گفتن
شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند.
حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این كار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتكار خانگی دست آموز تبدیل کنید.
3- داشتن روابط جنسی شدید
کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که يك خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وي داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.
4- مستقل بودن
شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.
5- حسود بودن
حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.
6- آسیب پذیری گاه به گاه
هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید.
شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.
7- پنهان کردن احساسات
شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند. شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد.
در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش
می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد.
8- سرتاپای او را وارسی کنید
خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت ميكند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد.
اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.
همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید
هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد.
این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد
همه افرادي كه مخاطب اين مطلب هستند، تاكنون تجربه خريد چيزي را در زندگي داشتهاند. وقتي آدمها قرار است با خريد وسيلهاي خاص بخشي از نيازهاي زندگي خود را تامين كنند، ابتدا براي يافتن جنس و مدل دلخواه خود جستجو ميكنند.مدتي بعد از ميان اجناس موجود آنچه را كه به سليقه و قدرت خريد آنها نزديك است انتخاب ميكنند و سپس با فروشنده وارد مذاكره ميشوند و در نهايت پس از چانهزني با پرداخت قيمت آن جنس، وسيله موردنظر را ميخرند و از آن استفاده ميكنند.اگر جنس خريداري شده ارزش و اهميت خاصي داشته باشد، به دست آوردن آن منوط به اين است كه مراحل خريد و فروش در داخل يك سند رسمي ثبت شود. موتورسيكلت، خانه، خودرو و... مشمول چنين وضعيتي است. البته درباره برخي كالاهاي ديگر، فروشنده به خريدار ضمانتنامه و نيز كارت خدمات پس از فروش هم ميدهد تا خيال او را بابت كيفيت جنس خريداري شده راحت كند.
چنين روالي هنگام ازدواج نيز به شكل بسيار دقيقي رعايت ميشود. جستجو براي يافتن همسر مناسب، انتخاب فرد مناسب، خواستگاري، چانه زدن بر سر مهريه و جهيزيه، توافق بر سر محل سكونت آينده، برگزاري مراسم عروسي و در نهايت ثبت ازدواج در يك سند 24 برگي بعلاوه دهها امضا در دفتر ثبت، مراحل مختلفي است كه همسران براي رسيدن به يكديگر طي كرده و خواهند كرد.
در اين ميان، مهريه نيز حكم ضمانتنامهاي را دارد كه مرد به همسر خود ارائه ميكند و مجموع تعهداتي كه قانون براي هر دو طرف تعيين كرده، حكم خدمات پس از فروش را دارد. اين مراحل از سوي افرادي كه در مرحله ازدواج قرار دارند، كمابيش به شكل مشابه طي ميشود.
در نگاهي ديگر، ازدواج مانند معاملهاي است كه در آن مانند هر معامله ديگر امكان سود و زيان وجود دارد و حتيالامكان كلاهبرداري هم هست. البته اين كه در هر معاملهاي سود و زيان تا چه اندازه منطقي باشد، مسالهاي است كه هر فردي خود قادر به درك آن است، اما برخي رفتارها كه از آن تعبير به مخزني، دزديدن قاپ طرف مقابل و موارد مشابه ميشود، تفاوتي با كلاهبرداري ندارد و مانند هر كلاهبرداري ديگري دير يا زود به شكست ميانجامد.
شايد يكي از مهمترين مسائلي كه سبب ميشود ازدواج در ادامه زندگي به پديدهاي مشكلساز تبديل شود و سر و كار همسران را به دادگاهها و دفترهاي مشاوره بكشاند، اين است كه همسران بدون توجه به ماهيت واقعي اين پديده كه از نظر قانون در حد يك معامله خريد و فروش است و براساس چارچوبهاي ناقص قانوني، زندگي خود را آغاز ميكنند.
وقتي ازدواج خطرناك ميشود
يكي از دوستان تعبير جالبي درباره ازدواج به كار ميبرد. او ميگويد، ازدواج امروز به بزرگترين ريسك زندگي دختران و پسران تبديل شده است. بعيد است كسي با اين حرف مخالفتي داشته باشد. پيچيدگي روابط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در جامعه خصوصا جوامع شهري سبب شده تا بسياري از افرادي كه در آستانه ازدواج هستند، در رفتارها و ارتباطهاي اوليه چهره واقعي خود را نشان ندهند.
ازدواج برخلاف تصور بسياري از جوانان صرفا يك تصميم عاطفي نيست كه مثلا بتوان زندگي را بر مبناي آن آغاز كرد و تا به آخر نيز عاشق ماند. كافي است كمي در جزييات اين مساله دقيق شويد تا به اين نتيجه يا نتيجه مشابه برسيد كه تصميمگيري درست درباره ازدواج، رفتاري كاملا مهندسي و حسابگرانه را ميطلبد تا همسران در طول زندگي مشترك، با ته كشيدن اندوخته عشق به بنبست زندگي نرسند. منظور از رفتار مهندسي و حسابگرانه در اين مطالب به هيچ وجه داشتن نگاهي منفعتطلبانه نيست بلكه چنين نگاهي همان طور كه در مطالب قبلي هم به آن اشاره شد، بيشتر بر يك شناخت دقيق از طرف مقابل شكل ميگيرد. تجربه نشان داده هر چه اين شناخت قويتر و دقيقتر باشد، رابطه موسوم به ازدواج به سرنوشت بهتري خواهد رسيد.
چه كنيم تا كمتر بدبخت شويم؟
آنچه امروز در جامعه ما در زير عنوان ?ازدواج? در حال انجام است، تركيبي از قوانين مذهبي، عرفي و قانوني است. طبيعي است كه اين تركيب چندان كامل نيست و به همين دليل سبب بروز مشكلات مختلف ميشود. بيشتر آدمها در زمان ازدواج دچار مصلحتانديشي ميشوند و به جاي يافتن پاسخهاي منطقي براي پرسشهايي كه ذهن آنها را درگير كرده، به صرف دريافت تضمين به درد نخوري مانند مهريه، همه چيز را به ?آينده? موكول ميكنند.
مثلا در شرايطي كه طبق روايات مذهبي و نيز فتواي صريح برخي مراجع، اگر مهريه مبلغي تعيين شود كه مرد قصد يا توانايي پرداخت آن را نداشته باشد، اين مهريه باطل است و حتي در برخي روايتها اشاره شده كه اگر مردي مبلغي را مهر همسرش كند كه قصد پرداخت مهريه را به همسرش نداشته باشد، رابطه او با همسرش در حد يك رابطه غيراخلاقي است، بسياري همچنان بر تعيين مهريههاي سنگين تاكيد ميكنند و از اين نكته غافل هستند كه اين مال حلالتر از شير مادر، به سختي قابل دريافت است.
از سوي ديگر هنگام خواستگاري، اغلب مردان پولدار و ثروتمند هستند، اما در زماني كه قرار است مهريه را بپردازند، به هزار شيوه و روش متوسل ميشوند تا مقدار كمتري از اين دين را بپردازند.
اكثر مردان حق مهريه را براي همسر خود قائل نيستند و شايد به استناد آن ضربالمثل قديمي كه ميگويد: سنگ بزرگ علامت نزدن است، با دست و دلبازي هزاران سكه ميپذيرند، چون قرار نيست هيچ گاه آن را پرداخت كنند، والا اگر قرار بر پرداخت 50 سكه هم باشد، حتما اين را ميپرسند كه اين سكه را چه زماني و چگونه بايد پرداخت كنند؟
تشابه در همه جهات
تشابه تحصيلاتي، شغلي و حتي جسمي نيز از ديگر مواردي است كه بهتر است همسران هنگام انتخاب شريك خود به آن توجه كنند. به اين نكته توجه كنيد كه در ابتداي زندگي، ممكن است كمبودهاي زيادي وجود داشته باشد. خودرو، خانه، تفريح گرانقيمت، مسافرت و... چيزهايي است كه هر كدام پس از آن كه در مرحلهاي از زندگي برطرف شد، نياز ديگري جايگزين آن ميشود.
البته برطرف شدن هريك از اين نيازها نيز به معناي رفع آن نياز نيست، بلكه در اغلب موارد به معني جايگزين شدن نيازي تازه است. ضمن آن كه پس از يك رفاه نسبي بايد چيزي به نام ?همسران? در كنار هم حضور داشته باشند تا از اين امكانات فراهم آمده استفاده شود. بد نيست هر دو طرف كه قصد ازدواج دارند به اين نكته هم توجه كنند كه در فرهنگ ما ايرانيها، تلقي سنتي از شوهر كسي است كه ساعت 7 صبح از خانه بيرون برود و ساعت 5 بعدازظهر به خانه بازگردد و در تعطيلات در كنار خانواده باشد.
تلقي سنتي هم از زن ، بيشتر زن خانهدار است كه در خانه غذا بپزد و خانه را مرتب نگه دارد و به شوهر خود بشدت عشق بورزد!
از سوي ديگر دختر و پسر ممكن است در ابتداي ازدواج هر كدام شرايط خاصي داشته باشند، مثلا ممكن است دختر در حال تحصيل يا كار در خارج از خانه باشد يا مرد به كاري اشتغال داشته باشد كه زمان و مكان مشخصي ندارد. بارها اين جمله در دادگاه شنيده شده كه زن يا مرد عنوان كردهاند كه صرفا به دليل عشق، با طرف مقابل ازدواج كرده و اميدوار بودهاند بعد از ازدواج، طرف مقابل را به شخص دلخواه خود تبديل كنند، اما اين اتفاق نيفتاده و كار به دادگاه كشيده است. يكي از كارمندان دادگاه كه مسوول دريافت سكههاي مرداني است كه مهريه ميدهند، به نكته جالبي اشاره ميكند.او ميگويد بخش عمدهاي از مرداني كه براي دادن سكه به اين دادگاه مراجعه ميكنند، يا كارمند يك شركت بزرگ خودروسازي هستند كه شيفتهاي كاري 24 ساعته دارند و مردان گاهي يك شبانهروز همسر خود را نميبينند و در كنار او نيستند، يا كارمندان يك سازمان بزرگ رسانهاي هستند كه فعاليت آنها زمان و مكان خاصي ندارد و به همين دليل هيچ برنامه منظمي براي حضور در خانه و زندگي خود ندارند.
طبيعي است اگر طرفين چنين مواردي را به شكل دقيق بررسي و بعد در عقدنامه ذكر ميكردند يا از ميان همكاران خود يا خانواده همكاران خود كه با چنين وضعيتي آشنا هستند، دست به انتخاب ميزدند، احتمال بروز چنين مشكلي به حداقل ميرسيد.
تعريف درست روابط ميان همسران
يكي از مهمترين نكات قابل توجه قبل از ازدواج، ?تعريف درست سطح روابط ميان همسران? است. به عبارت سادهتر اين نكته مهم است كه رابطه بين زن و مرد چگونه و در چه سطحي تعريف شود؟
مدتي پيش، در صفحه حوادث برخي روزنامهها خبرهايي درج شده بود كه خواندن آن چيزي جز تاسف نصيب مخاطب نميكرد. خبر از اين قرار بود كه زني به خاطر آن كه از همسرش تقاضا كرده براي او بادام هندي بخرد و شوهر به دليل گران بودن بادام هندي، اين كار را انجام نداده و از او تقاضاي طلاق كرده است.روزي هم در دادگاه مردي را ديدم كه به جرم برداشتن لحاف و تشك همسرش و خارج كردن آن از خانه از آنجا كه جهيزيه متعلق به زن بوده زن از همسرش به جرم دزدي شكايت كرده بود. چنين مسائلي نشان ميدهد كه اينگونه همسران از ابتداي زندگي تعريف درستي از روابط، اختيارات، وظايف و امتيازهاي خود نداشتهاند.
بايد به اين نكته توجه داشت كه مشكل در حقوق قانوني اين همسران نيست، بلكه مشكل در تعريف اين حقوق است كه همسران خود تمايلي به تعريف دقيق آن ندارند.به عنوان مثال، وضعيت يك زن خانهدار كه امكاني براي فعاليت اجتماعي در خارج از منزل ندارد، نسبت به زني كه بخش عمدهاي از وقت خود را در خارج از منزل سپري ميكند، در چارچوب يك خانواده چگونه است؟ رابطه ميان همسران گاهي در حد يك مساله كاملا عادي تعريف ميشود كه در آن زن چيزي جز يك سايه بالاسر نميخواهد و در قبال ارائه خدماتي به مرد، از او پول و امكانات دريافت ميكند.
در چنين رابطهاي نبايد توقع چنداني از دو طرف داشت، اما گاهي اساس اين رابطه به گونهاي است كه طرفين در طول زندگي قرار است در خوشيها و غمها شريك هم باشند و بر اين مبنا مشكلات و راحتيهاي زندگي را ميان خود تقسيم ميكنند. طبيعي است كه هرچه توقع دو طرف از هم بيشتر باشد، نياز به تعريف دقيق و درست از روابط همسران بيشتر است.
بهتر است اين مسائل نيز پيش از آغاز ازدواج تعريف و به شكلي قانوني در عقدنامه ثبت شود. حتما شما هم بارها اين جمله را شنيدهايد كه آدمها بعد از ازدواج تغيير ميكنند. شايد يكي از مهمترين اين تغييرات، حس مالكيتي است كه طرفين نسبت به هم پيدا و احساس ميكنند با اين حس ميتوانند همديگر را تحت فشار قرار دهند..
بعد از آغاز زندگي مشترك، روابط آزادانه سابق معني ندارد. ازدواج، امكانات و مزايايي را براي دو طرف به وجود ميآورد كه ممكن است حتي در دوستيهاي بسيار قديمي هم ايجاد نشود. برخي چيزها در يك رابطه دوستانه ممكن است لطف باشد، اما در ازدواج تبديل به وظيفه ميشود. آنچه شرايط جديد را براي همسران پيچيده ميكند، اين است كه آنها با شرايط جديدي روبهرو ميشوند كه تا پيش از آن در روابط دوستانه يا خانواده خود با آن مواجه نشدهاند. اين شرايط تازه هم اين گونه است كه طرفين ميتوانند براي اعمال نظر خود متوسل به قانون شوند و قانون نيز در صورت حركت در مسير درست از آنها حمايت ميكند.
نكته قابل تامل در اين زمينه اين است كه اغلب زوجهاي جوان در اولين برخورد ميخواهند شمشير تيز خود را بالا برده، بر فرق حريف وارد كنند و اصطلاحا در اولين برخورد گربه را دم حجله بكشند. اين ويژگي كه زن و شوهر بعد از ازدواج به حقي ميرسند كه وظيفه آنها در قبال آن مبهم است و به اصطلاح ميتوان آن را پيچاند، زمينهساز بروز مشكلات فراواني است. مثلا زن ميتواند تا مهريه به او داده نشده، به وظايف زناشويي خود عمل نكند. مرد هم ميتواند مانع از ادامه تحصيل و حتي كار زن شود و در اغلب موارد اعمال چنين حقي براي فردي كه احساس ميكند به او دروغ گفته شده، لذتبخش هم هست.
شايد بد نباشد همسران پيش از تشكيل زندگي مشترك سري به دادگاه بزنند و حضور در چنين محيطي را تجربه كنند و حتي با چند نفر كه به دليل همين مشكلات به دادگاه آمدهاند همكلام شوند زيرا نسخههاي تلخ زندگي افراد در چنين محيطهايي ميتواند واكسن مناسبي براي سلامت زندگي آينده آنها باشد.
اگر همیشه به اشتباهاتی که مرتکب شدهاید و اینکه چقدر از همسرتان عصبانی و ناراحت هستید فکر کنید، عصبانیتتان بیشتر و بیشتر خواهد شد و خاطرههای خوشی که با هم داشتهاید را خراب ميکند. وقتی این اتفاق ميافتد، دیگر نميتوانید یک تصویر متعادل از زندگیتان ببینید.
هرچه انرژی بیشتری را صرف پرداختن به مسائل منفی زندگیتان کنید، همه چیز بدتر و ناامیدانهتر به نظر خواهد رسید. وقتی به بخش منفی زندگیتان غذا ميدهید، انرژی خلاقانه یخ زده و از بین میرود. در نتیجه، دیگر توانایی کشف راهحلهای یاریرساننده یا داشتن دیدگاهی تازه و بکر را نخواهید داشت. با افکارتان، اعتقاداتتان، رفتار و اعمالتان روی دیدگاهتان از واقعیت تاثیر ميگذارید.
به گفته كاترين مانسفيلد: برای تغییر رفتارمان، نه تنها باید به زندگی از یک دید متفاوت نگاه کنیم، بلکه زندگی هم خود، متفاوت خواهد شد.
ظاهر زندگی به این دلیل متفاوت ميشود و تغییر ميکند که رفتارها و عملکردهای خود ما تغییر کرده است. در هر زمان، این شما هستید که تصمیم ميگیرید، در مورد اتفاقات و رویدادهای زندگیتان و انسانهای درون آن، با چه دیدی نگاه کنید. این تعبیرها تجربه شما را از واقعیت شکل ميدهد و بر ظرفیت شما همچنین بر انتظارات و توقعات شما در زندگی اثر ميکند. وقتی انتخاب کنید که خصوصیاتی مثل محبت، صداقت، آرامش و لذت را در خودتان ایجاد کنید، این خصوصیات خیلی راحت زندگی و ازدواجتان را از این رو به آن رو خواهد کرد.
وقتی تصمیم ميگیرید که حس خشونت، دشمنی، عصبانیت، حقه و نیرنگ و ترس را در زندگیتان کم کنید و از بین ببرید، انرژی بیشتری برای تولید راهحلهای خلاقانه برای مشکلات زناشوییتان پیدا ميکنید.
هرچه مثبتتر شوید، انرژی مثبت بیشتری به درون رابطه تان با همسرتان ميآورید و وقتی این اتفاق ميافتد، اتفاقات بسیار جالب و شگفتانگیز در زندگیتان روی خواهد داد. نکات زیر ميتواند به شما کمک کند که چطور به خودتان یاد بدهید که روی نقاط مثبت در ازدواج و زندگیتان تمرکز کنید:
1- هر روز وقت بگذارید و چیزهایی را که به خاطر آن در زندگیتان ممنون و شکرگذار هستید، لیست کنید. حتی چیزهای خیلی کوچکی که معمولاً نادیده گرفته ميشوند مثل سه وعده غذایی که در روز ميخورید، حمام داغ، گرما، یخچال و اجاق گاز، آب لوله کشی، امکانات پزشکی، و دوستانتان.
2- هر روز نقاط مثبت و ویژگیهای مثبت همسرتان را به خودتان یادآور شوید. به خاطر بیاورید که اولین بار چه ویژگی همسرتان شما را به او جذب کرد. یادتان بیاورید که چطور همسرتان پایههای رشد و ترقی شما را بنا کرد و چقدر از این تجربه استفاده كرديد.
3- در دفتر خاطرات روزانهتان درمورد ویژگیها مثبتی که درخودتان وجود دارد که ميخواهید آنها را رشد داده و ارتقا بخشید، بنویسید. اینها رفتارها، باورها، و ارزشهایی را شامل ميشود که ميخواهید روی آنها متمرکز شوید.
4- به كتابخانه يا كتابفروشي برويد و چند نمونه كتاب و CD الهامبخش خريداري كنيد. هر روز وقت بگذاريد و اين كتابها را مطالعه كنيد يا به اين نوارها گوش دهيد. مطمئنا بسيار مثبت و اثربخش خواهد بود.
5- وقت کمتری را با دوستان یا اعضای خانوادهتان که افرادی منفیباف هستند و جز حس ناامیدی و افسردگی چیزی به شما نميدهند، بگذرانید. این افراد که انرژی مثبت شما را ميگیرند و از بین ميبرند، مثل ابلیس هستند. در عوض سعی کنید دوستان جدیدي پیدا کنید که حمایتکننده و نیروبخش باشند.
شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم
و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم
با اينكه از خنديدنش لجم گرفت
اما فكر كنم
اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد******
دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم
. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد من هم جوابش را ندادم
شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند![]()
وارد كلاس كه شدم
استاد گفت
:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟
" يكي از پسرهاي كلاس گفت:?لابد ايشان خواب بودن.? من هم اخم كردم.
اگر از من خواستگاري كند
هيچ وقت جوابش
را نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است
كه شوهرم زياد طعنه نزند!
***
چهارشنبه:امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم
از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟
اما من زياد جوابش را ندادم
به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند
اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم
آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!
=![]()
***
جمعه:امروز من خانه تنها بودم.![]()
تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم،
پسري گفت: خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم،
اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت نه و تلفن را قطع كرد
گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد ا!
***
سه هفته بعد شنبه:امروز سرم درد مي كرد 
دانشگاه نرفتم اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود.. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم
مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد،
چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد ا!
***
سه شنبه:امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛
گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت كه مي خواهد با من دوست شود
. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند ديگر جواب تلفنش را نمي دهم،
بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم ميكرد،
ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!

***
چهارشنبه:امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد،
من هم بخشيدمش. به نظرم
ميخواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر مهربان و با گذشتي برايش ميشوم
؛ اما من قبول نميكنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم حواسش جمع باشد
و به كسي تنه نزند ا!
***
جمعه : امروز تمام مدت خوابيده بودم؛
حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم. گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواي تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد ا.
دوشنبه:امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم.
وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا
؟ من هم گفتم دو تا
. اخم هايش كه تو هم رفت فهميد كه غيرتي است. حالا مطمئنم كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي
شده ا!
***
پنچ شنبه: امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد،
من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!
***
دوشنبه: امروز روز بدي بود.
همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار
باشد ا!
***
شنبه : امروز يك پسر بچه
توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت
. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن ديگري نداشته
باشد ا
***
يكشنبه: امروز همان پسري كه روز اول ديدمش
اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند
. من هم قبول نكردم.
شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم
پاك داشته باشد ا !
***
ترم آخر : امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد.
من مي دانم مي ترسم و آخر سر هم
مجبور مي شم
زن اكبرآقا مكانيك بشم.
واي خداي من يكي منو نجات بده دست اين
در آستانه ی ورود به دنیا صاحب یک جسم میشوید. ممکن است از آن خوشتان بیاید و یا اصلا خوشتان نیاید. این بدن تا آخرین روز اقامت در اين دنیا متعلق به شماست. میتوانید از تواناییهای مختلف آن بهره ببرید یا بدون استفاده از آن سالهای اقامت خود را در دنیا، بیمصرف بگذرانید.
ثبت نام در مدرسه ی شبانهروزی زندگی
این مدرسه در طول زندگی درسهای فراوانی را به شما میآموزد. این فرصت برای شما فراهم میشود تا هر روز در این مکان آموزشی، درس جدیدی را یاد بگیرید. ممکن است به نظرتان برسد درسهای ارائه شده غیرعاقلانه، سخت و دشوار و یا حتي به درد نخور است اما فایده ی یادگیری آنها را بعد متوجه خواهید شد.
شکست پلي براي پیروزی است
رشد کردن، از آزمون و خطا تشکیل میشود. تجربیاتی که پس از یک شکست حاصل میشوند به اندازه ی شادیهای پس از موفقیت، در رشد و بالندگی شما موثر هستند.
تکرار مرتب درس تا یادگیری کامل
درسهایی که باید بیاموزید در قالبهای مختلف تا زمان یادگیری کامل به شما ارائه میشوند. وقتی درسی را فرا گرفتید به کلاس بالاتر میروید و درس دیگری آغاز میشود.
یادگیری پایانپذیر نیست
هیچ قسمتی در زندگی وجود ندارد که در آن نکتهای برای یادگیری وجود نداشته باشد. تا زمان نفس کشیدن درسهایی برای یادگیری هست.
دیگران آیینه ی شما هستند
اگر چیزی در وجود کسی هست که باعث نفرت یا دوست داشتن شما میشود، به خودتان مراجعه کنید. چون دیگران منعکس کننده ی رفتار و برداشت شما هستند.
توانایی استفاده از امکانات مختلف
تمام تجهیزات و تواناییهای لازم در وجود اشخاص تعبیه شده و نحوه ی استفاده از آنها در دست خودشان است. شما میتوانید از موهبتهای الهی بهره بگیرید یا آنها را بدون استفاده به حال خود رها کنید. انتخاب با شماست.
تمام پاسخها درون خودتان نهفته است
هنگامی که خداوند مشغول خلق دنیا بود، سوالی را برای فرشتگان مقرب طرح کرد. خداوند از آنها پرسید بهترین جا برای مخفی کردن راز زندگی کجاست؟
یکی از آنها گفت: دفن در دل خاک تیره . دیگری گفت: پنهان کردن در قعر دریاها و اقیانوسها. و فرشته ی دیگر گفت: آن را در کوهها قرار بدهید. خداوند در جواب گفت: اگر راز زندگی در این مکانها پنهان شود فقط عده ی کمی میتوانند راز زندگی را کشف کنند این راز باید در دسترس همه مخلوقات من باشد. پس لازم است این راز، در قلب تکتک انسانها نهفته باشد. از آن روز تا به الان راز زندگی در قلب انسانهاست اما همه در جاهای دیگر به دنبال آن میگردند. تمام پاسخها در وجود خود انسانها نهفته است. فقط باید به اعماق دل و روح خود نگاهی بیندازید. به نجوای دل و روح خود گوش فرا دهید و به ندای قلب خود اعتماد کنید.
نکاتی که باید همیشه در ذهن داشته باشید
اگر بر حسب اتفاق زندگی را شکستید آن را تعمیر کنید.
اگر آن را امانت گرفتید به صاحب اصلی آن برگردانید.
اگر آن را با ارزش میدانید از آن محافظت کنید.
اگر آن را آشفته و نامرتب کردید، دوباره به حالت منظم برگردانید.
اگر نمیدانید چگونه از آن استفاده کنید به دفترچههای راهنما یعنی کتابهای مختلف و انسانهای با تجربه مراجعه کنید.
اگر در آن چیزی و یا نکتهای هست که ربطی به شما ندارد و مربوط به انسان دیگر است در آن دخالت نکنید.
اگر انجام کاری یا به زبان آوردن حرفی، زندگی دیگری را خراب میکند، سکوت اختیار کنید.
| وقتی پای صحبت خیلی از هم سن و سال های خودمان می نشینیم، متوجه می شویم كه بعضی از آنها دل پرخونی دارند. چنان از اوضاع روزگار گله می كنند كه بعضی وقت ها فكر می كنیم هیچ نقطه روشنی در زندگی آنها وجود ندارد. البته درست است كه ما جوان ها در زمینه های مختلف با مشكلات زیادی دست و پنجه نرم می كنیم، ولی این مسائل نباید موجب شود كه به طور كامل از زندگی نا امید شویم و نگاهمان به همه مسائل تیره و تار و با بدبینی باشد. شاید بگویید: «ای بابا، من اینقدر گرفتاری و مشكل دارم كه دیگه هیچی نمی تونه بهم حال بده!». اما اگر همین حالا به زندگی خودتان با دقت نگاه كنید متوجه می شوید كه هر چقدر هم كه اوضاع خراب باشد باز هم نكات مثبت كوچكی وجود دارند كه می شود به آنها دل خوش كرد. اشكال كار اینجاست كه ما جوان ها گاهی اوقات آنقدر به مشكلات و كمبودها فكر می كنیم و آنها را برای خود بزرگ می كنیم كه اصلاً موارد مثبت و امیدواركننده زندگی مان را كاملاً فراموش می كنیم. اگر مرتباً به كمبودها و شكست ها و ناتوانی هایمان فكر كنیم، به غیر از این كه اعصاب خود و اطرافیان مان را خرد كنیم هیچ نتیجه دیگری نخواهیم گرفت، زیرا این طرز فكر موجب می شود ما خود را افرادی ناتوان كه مجبورند تسلیم شرایط شوند ببینیم. ولی ما جوانیم، توانایی ها و فرصت های زیادی داریم و می توانیم اوضاع را حتی اگر خیلی هم قمر در عقرب باشد به نفع خودمان تغییر دهیم. اگر انرژی ذهنی خودمان را بر امكاناتی كه داریم و موفقیت هایی كه در گذشته كسب كرده ایم متمركز كنیم، به جای آه و حسرت و افسوس سعی خواهیم كرد كه مشكلاتمان را حل كنیم. یكی از علت هایی كه موجب می شود جوانان به جای امیدوارانه تلاش كردن گوشه ای بنشینند و فقط غر بزنند، ترس است. ترس از شكست موجب می شود كه كلاً دست به هیچ كاری نزنیم. اجازه ندهید ترس شما را تبدیل به یك انسان منفعل كند. برای رسیدن به موفقیت باید از ترس بگذرید. به آرزوها و هدف هایتان فكر كنید و برای رسیدن به آنها برنامه ریزی داشته باشید. حتی اگر در این راه شكست بخورید، احساس خیلی بهتری خواهید داشت نسبت به زمانی كه اصلاً تلاشی نكرده اید. یادتان باشد كه اتفاقات خوب شانسی به وجود نمی آیند، باید آنها را به وجود بیاورید! |
بهتره به همین سادگی از کنار تصاویری که در زیر مشاهده می کنید نگذرید، چون دیدن این تصاویر به این سادگی که فکر می کنید نیست، یا این طور بگویم در نگاه اول نمی توانید متوجه شوید که چه چیزی به تصویر کشیده شده است.
این تصاویر سه بعدی هستند، برای اینکه بتوانید این تصاویر را مشاهده کنید، سعی کنید چشم های خودتان را به حالتی در بیاورید که یک تصویر، از همان صفحه در پشت یا جلو عکس ایجاد شود. البته به نظر خودم اگر بتوانید تصویری درپشت عکس ایجاد کنید خیلی زیبا تر و واقعی تر دیده می شود.در این صورت شما یک تصویر کاملا سه بعدی را مشاهده خواهید کرد.
خیلی ها هستند که نمی توانند این تصاویر را مشاهده کنند ،امیدوارم شما جزء این دسته نباشید. اگر شما توانستید این تصاویر را مشاهده کنید یک جایزه بزرگ دارید!!!!!
گفتم بهتره بگم چی توی اون عکس ها می ببینید تا زیاد تو خماریش باقی نمونید! به ترتیب:
1. تصویر یک اسب بالدار
2. یه آقاییه که به صورت متفکرانه روی یک تیکه سنگ نشسته. اگه خوب دقت کنید منظره های پشتشم می تونید ببینید که دو تا درخت و ...
3. 5تا ستاره خوشگل
4. عکس فردی که داره گیتار می زنه.
راستی همه جواب ها رو که خودم دادم، پس اون جاییزه بزرگه مال خودم می شه!
جامعهشناسان معتقدند مردم ایران از جمله مردمانی در جهان هستند كه زود تحت تاثیر شرایط محیطی قرار میگیرند و جوگیر میشوند. بیشتر این مردم گاهی در محافل عمومی چنان با شما صحبت میكنند كه گویا همین الان از آسمان هفتم به زمین آمدهاند. البته در این زمینه ما در جهان خیلی هم تنها نیستیم. همه فن حریفی یك ویژگی فرهنگی در میان جهان سومیهاست.
مردم جهان سوم چون در بسیاری از تحولات اجتماعی، تاریخی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی كمتر دیده شدهاند یا از لحاظ روحی و روانی نتوانستهاند خودی نشان دهند گاهی این عقدههای فروخورده را به اشكال گوناگون جلوه میدهند.
تاكسی یك ویژگی خاص و منحصر به فرد دارد. اینكه هر فردی میتواند برای دقایقی با دیگران در مورد هر موضوع و سوژهای وارد عرصه گفتگو و دیالوگ شود و به نوعی خود را از انباشت هیجانات و فشارهای روحی و روانی تخلیه كند؛ اما آنچه در این خصوص جالب و حائز اهمیت است، درونمایه این گفتگوها و مباحث است كه اگر مورد تحلیل محتوا قرار گیرد، نتایج جالبی خواهد داشت.
تحقیقات نشان میدهد یكی از مشكلات فرهنگی جامعه ما، تبلور احساسات و هیجانات فروخورده در یك قالب اتوپیایی و آرمانی است، قالبی كه با آرزوها و آمالهای فرد همخوانی دارد. فقط كافی است یكی از مسافران این وسیله نقلیه از موضوعی مثل تورم، بیكاری، اعتیاد و... لب به سخن بگشاید، در آن صورت پس از دقایقی تب بحث و ارائه نظریات گوناگون بالا میگیرد و هر كس از پشت سنگر خود به دیگری هجوم میبرد و خواسته و ناخواسته خود را به رخ دیگران میكشد.
آنچه قابل توجه است، این است كه كمتر دیده میشود افراد در این مجادلهها و بحثها مشاركت نكنند یا نظری ارائه ندهند؛ البته ناگفته نماند اینكه یك فضا و بستر مناسب بحث و گفتگو میان مردم وجود داشته باشد، نه تنها نابهنجار نیست، بلكه بسیار سودمند و دارای كاركردهای مثبت است، اما آسیب و معضل این فرهنگ در این است كه بیشتر مردم در مباحث و مسائلی وارد بحث میشوند و نظر میدهند كه در آن صاحبنظر نیستند، مثلا گاهی مشاهده میشود یك فرد چنان از تورم و راههای كنترل آن صحبت میكند كه هر شنوندهای تصور میكند كه او حتما در رشته اقتصاد تحصیل كرده است. اگر از او بپرسیم كه شغل شما چیست با شنیدن اینكه او فرش فروش یا آرایشگر است، دچار شگفتی و تعجب میشویم.
شاید بگویید یك فرد میتواند در زمینههای مختلف اطلاعات كسب و در مورد آن اظهارنظر كند. در این مورد كسی تردیدی ندارد، اما باید دانست كه بین ابراز نظر با طرح یك ایده كارشناسانه بسیار تفاوت وجود دارد. در كشورهای پیشرفته مردم عموما درباره مسائل مختلف اظهارنظر نمیكنند و ترجیح میدهند بحث و نظر در مورد مسائل غیرمرتبط با تخصصشان را به اهل فن واگذار كنند.. این تفاوت حتی در میان اهل نظر و نخبگان فكری كشورهای فرادست و فرودست هم دیده میشود.
در غرب اگر از یك استاد رشته جامعهشناسی بپرسید كه نظر شما در مورد افزایش فاصله طبقاتی در جهان چیست؟ ممكن است بگوید: «من در این مورد مطالعهای ندارم. تخصص من در رشته جامعهشناسی خنده است» كه این پاسخ برای ما قابل قبول نخواهد بود و تعجب و شگفتی فراوانی را بر خواهد انگیخت.
● معلمها و توهم بحرالعلومی
با توجه به گسترش فرهنگ همه فن حریفی، تصوری كه دانشآموزان یا دانشجویان از معلمها و استادان خود دارند نیز یك تصور خیالی و فراتر از حقیقت است. دانشآموزان دوست دارند معلمشان در مورد همه مسائل علامه دهر بوده، دارای اطلاعات كافی و فراوان باشد. وای به روزی كه معلمی در مورد مسالهای ابراز بیاطلاعی و ناآگاهی كند كه با برچسب بیسوادی در میان شاگردان مشخص خواهد شد.
یك دانشجو در مورد یكی از استادانش كه بتازگی از بهترین دانشگاه فرانسه (سوربن) فارغالتحصیل شده بود، میگوید: این استاد، متخصص مردمشناسی در شاخه فرهنگ عامیانه مردم فرانسه بود. هر وقت دانشجویان از او در مورد مسائل فرهنگ عامه دیگر كشورها از جمله ایران سوال میكردند او بصراحت پاسخ میداد نمیدانم، كه این ندانستنها پس از مدتی منجر به ایجاد برچسب كمسوادی او در میان دانشجویان شد و حتی در میان برخی از استادان دیگر و مدیران دانشگاه این بحث به میان آمد و عنوان شد كه پایاننامه دكتریاش را با كمك دیگران نوشته و با پول دكتر شده است، اما این دانشجو تاكید میكند كه او به واقع استادی فاضل و متخصص در زمینه رشته تخصصیاش بود.
این مساله به شكل حادتر نیز قابل مشاهده است و آن وقتی كه یك استاد در كلاس از روی نوشته یا متن از پیش آماده شده به دانشجویان درس میدهد و در آن صورت صدای نجواها و در گوش صحبت كردنهای دانشجویان از دور شنیده میشود كه میگویند: «بابا این كه سوادش را روی كاغذ با خود حمل میكند.» در حالی كه در كشورهای پیشرفته نه تنها استادان دانشگاه بلكه هر شخصیت سیاسی و فرهنگی در هر سخنرانی یا مجلسی، بدون نوشته و كاغذ و ارائه دقیق آمار و ارقام سخنی به زبان نمیآورد. متاسفانه تصور ما از معلم، استاد و اهل فن این است كه او باید علامه دهر باشد و از نحوه تولید سوزن تا ساخت شاتل و ماهواره و زندگی در كره ماه بداند. اما دانستن و دانایی در دنیای امروز بشدت تخصصی و خردنگر شده است، در حالی كه ما هنوز به دنبال ابوعلی سیناها و خواجه نصیرالدین طوسیهایی هستیم كه در بسیاری از زمینهها متبحر و استاد باشند.
● همه فن حریفی و جامعه شتابزده
ولادیمیر پائلوكوویچ، متخصص مسائل فرهنگ عامه معتقد است: همه فن حریفی یك عارضه تمدنی در مشرق زمین است. مردم مشرق زمین چون با یك فاصله عمیق فرهنگی با غرب مواجه هستند برای جبران این فاصله دچار شتابزدگی شدهاند و سعی میكنند كمبودهای تمدنی خود را با سطحینگری و طی كردن چند مسیر به شكل ناقص در یك زمان كمبودها را به نوعی جبران كنند.
بر همین اساس دیده میشود كه بسیاری از جوانان در آن واحد در ۲ رشته تحصیل میكنند یا بسیاری از مردم به طور همزمان در چند شغل مشغول به كار هستند كه بعضا چون این شغلها از لحاظ فرهنگی و ارزشی با هم متفاوتند، در فرد تعارض و آشفتگی روحی و فكری ایجاد میكند؛ البته از وجود مشكلات اقتصادی و ناتوانی تامین نیازهای خانواده با درآمدهای یك شغل هم نباید غافل ماند. مساله همه فن حریفی فراتر از مشكلات تورمی و اقتصادی نمود دارد، به طوری كه این شتابزدگی در تمام شوونات زندگی مردم رسوخ میكند و دیده میشود.
دیدگاه دیگری هم در این زمینه وجود دارد. اینكه در ایران چون در سطوح مدیریتی چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی تخصصگرایی رعایت نمیشود و بارها دیده شده كه افراد در مشاغل و منصبهای مهمی اشتغال دارند كه با تخصص آنها همخوانی ندارد. به طور طبیعی در میان مردم عامه نیز این فرهنگ گسترش مییابد. این موضوع نه تنها میان بزرگسالان، بلكه در كودكان، نوجوانان و جوانان هم دیده میشود.
بسیاری از نوجوانان و جوانان با ورود به دوران بلوغ دچار بلاتكلیفیها، سردرگمیها و تصمیمگیریهای خام و ناقص میشوند. همین مساله آنها را به مبالغه و زیادهروی در مورد خود دچار میسازد. جوانان امروز میخواهند مسیر رشد و ترقی را یكشبه بپیمایند و وقتی در واقعیت با مشكلات و بنبست مواجه میشوند، خود را در میان همسالان، فامیل و خویشاوندان و حتی خانواده فراتر از حد ممكن نشان میدهند بخصوص وقتی فاصله طبقاتی و سطح زندگی میان مردم بسیار متفاوت باشد، این مساله حادتر خواهد بود.
متاسفانه پدیده همه فن حریفی این روزها گسترش بیشتری پیدا كرده و بویژه میان دختران و زنان جامعه ما كه در شكستن انحصارات جامعه پدرسالار عجله دارند، بیشتر دیده میشود. زنان كه میخواهند اعتبار و منزلت اجتماعی برابر با مردان بیابند ، بیشتر در گردباد همه فن حریفی گرفتار میشوند؛ البته ناگفته نماند این خصوصیت در زنانی دیده میشود كه توانستهاند پلههای ترقی را طی كنند و در شغل و منصبهای مهمی مثل مدیریت یك شركت، تدریس در دانشگاه و تدریس موسیقی و... به كار مشغول شوند وگرنه در میان زنان خانهدار همچنان عقده خودكمبینی در مقابل همسران و دیگران دیده میشود.
جامعهشناسان معتقدند: همه فن حریفی آفتی است كه میتواند یك جامعه را به مسیرهای نامطمئن و شغلهای آسیبزا سوق دهد، چون رسیدن به منزلتهای اجتماعی بالاتر، هزینههای بالایی دارد و زمان زیادی را باید برای آن گذاشت و در جامعهای دیده میشود كه مردم حوصله و صبر و تحمل زیادی برای رسیدن به پیشرفت و موفقیت ندارند، بنابراین تمایل و علاقه ورود به مشاغل آسیبزا مثل دلالی، واسطهگری، سوداگری، روسپیگری، قاچاق موادمخدر و... برای رسیدن به آرزوها و طی پلههای ترقی بیشتر میشود.
از سوی دیگر، با توجه به گسترش فرهنگ مصرف بیشتر، رسیدن به پول و ثروت برای پاسخگویی به نیازها و آرزوها بیشتر شده است. بر همین اساس مشاهده میكنیم آمار رو به رشد پزشكانی كه تجارت فرش میكنند و تجاری كه به دنبال مدرك لیسانس و فوق لیسانس برای حفظ پرستیژ اجتماعی خود هستند. در یك تحقیق از ۳ دانشگاه غیرانتفاعی در تهران مشخص شد كه بیش از ۸۰ درصد پسران برای داشتن مدرك و حفظ پرستیژ اجتماعی خود به دانشگاه آمدهاند، در حالی كه شغل اصلی بیش از ۶۰ درصد آنها آزاد و غیردولتی بود.
فعالیت در چند جبهه در افراد یك جامعه باعث گسترش سطحینگری در كارها و تخصصها شده است، به طوری كه همه خود را در تمام امور متخصص، باتجربه و اهل فن میدانند، در حالی كه حتی فرصت مطالعه و ژرف نگری در یكی از آن كارها هم برایشان وجود ندارد. وقتی ژرفنگری و فرهنگ كندوكاو و مطالعه در جامعهای ضعیف شود، افراد برای دیده و مطرح شدن به حرف زدن و نظر دادن درباره همه امور روی میآورند كه این چالشی بزرگ بر سر راه فرهنگهای ریشهدار است.
● بازار داغ تقلبگرایی
علاوه بر موارد ذكر شده، در ایران به دلیل ضعف در سیستم استعدادسنجی و برنامهریزی برای كانالیزه كردن افراد در مسیر علایق قلبیشان با نوعی آشفتگی در تصمیمگیری، چند كار را با هم انجام دادن، تجربه تحصیل در رشتههای مختلف و در نهایت بلاتكلیفی و سردرگمی میان دانشآموزان و دانشجویان مواجه میشویم.
در تحقیق یك NGO مشخص شد در ایران نسبت به دیگر كشورها تغییر رشته دانشگاهی بیشتر دیده میشود. بسیاری از دانشآموزان هنگام انتخاب رشته تحصیلی نمیدانند كه از ادامه تحصیل در این رشته چه میخواهند و آینده شغلی آنها به كجا خواهد انجامید؟ همچنین تغییر شغلهای پی در پی به دلیل تطابق نداشتن رشته تحصیلی با كار افراد یا عدم ارتباط عمیق قلبی آنها با كاری كه انجام میدهند، نوعی تعارض شخصیتی و سردرگمی را در افراد پدید آورده است؛ اما حال اگر از فردی كه تجربه كار در مشاغلی نظیر نجاری، جوشكاری، برقكاری و... داشته و سوالاتی در مورد هر سه كار كنید، فرد با اعتماد به نفس به شما در مورد این كارها نظر كارشناسی میدهد، در حالی كه برای تربیت یك نجار یا جوشكار یا برقكار حرفهای حداقل ۳۰ سال وقت و زمان لازم است و یك فرد بنابر اقتضای كار كردن در مدت كوتاهی در یك كار به فردی صاحبنظر و كارشناس بدل نمیشود.
در تحقیق دیگری مشخص شد در ایران به دلیل گسترش روحیه دانایی محوری و عدم شك در ابراز نظر و بر حق دانستن خود، آمار جرائمی مثل پزشكان قلابی، وكلای قلابی، استادان دانشگاه قلابی، از بسیاری از كشورهای آسیایی و خاورمیانه بالاتر است.
بارها در رسانهها شنیده و خواندهاید كه فردی با مدرك سیكل، ادعای پزشك متخصص داخلی را كرده و عده زیادی از مردم را فریب و آنها را مورد سوءاستفادههای مختلف مالی، جنسی و... قرار داده است حتی در برخی مراسمهای خواستگاری، فردی خود را دكتر یا مهندس معرفی كرده، اما پس از مدتی دروغ فرد آشكار شده و بحرانهای روحی، عاطفی فراوانی را به خانوادهها وارد كرده است..همه این موارد بخشی از فرهنگی است كه به مرور در جامعه ایران پدید آمده و هیچكس حتی كارشناسان مسائل اجتماعی تاكنون به آن توجهی عمیق نكردهاند.
● هنرمندان و غرورهای كاذب
از جمله اقشاری كه به نوعی روحیه آگاهی كاذب و همه فنی حریفی در آنها در حد بسیار بالایی دیده میشود، برخی از به اصطلاح هنرمندان شامل شعرا، نویسندگان، موسیقیدانها، فیلمسازان، نقاشان و... هستند.
متاسفانه بسیاری از افرادی كه دستی در هنر دارند، خود را تافته جدا بافته از جامعه دانسته و معتقدند هنر فقط نزد آنان است و بس. گاهی دیده میشود كه جوانی به محض چاپ یك مجموعه شعر یا رمان خود چنان دچار غرور و نخوت میشود كه گویا روح حافظ و فردوسی در او حلول كرده و این شعر زلال و ناب اوست كه ایران را جهانی خواهد كرد و این احساس خودباوری كاذب باعث میشود كه افراد ذكر شده در دیگر رشتههای هنری و غیرهنری نیز خود را صاحبنظر بدانند.
در چنین فضایی است كه یك فیلمساز برجسته كه دست بر قضا ذوقی هم در ادبیات دارد، به خود اجازه میدهد مجموعههایی از شعر و نقد ادبیات چاپ كند یا یك بازیگر برجسته كه زمانی به خوانندگی علاقه داشته، با استفاده از موقعیت اجتماعی و هنری خود وارد عرصه خوانندگی و برگزاری كنسرت برای هواداران دو آتیشه خود شود.
این مسائل ریشه در خودباوری و غرور كاذب بسیاری از این افراد دارد.
پروفسور كیتزل، متخصص مردمشناسی ایران معتقد است: در میان مردم ایران روحیه خودبزرگبینی و فخرفروشی بسیار پررنگ و قوی است. آنها بسیاری از مردم جهان را از بالا به پایین میبینند و معتقدند جامعه آنها، جامعه همهدانهاست.
در حالی كه این یك حبابی از آگاهی كاذب است كه روی حقیقت بنا و مانع تغییر این تفكر فرهنگی شده است كه متاسفانه نمود واقعی و بیشتر این فرهنگ میان هنرمندان ایرانی بسیار مشهود و قابل ذكر است.
در چنین شرایطی است كه میبینیم این روزها در جامعه ایران همه روشنفكر و نویسنده و محقق شدهاند و همه میخواهند جامعه را از مسیر توفان سهمگین روزگار به سلامت به خشكی برسانند، در حالی كه تداوم این روند میتواند جامعه را با توهم و سراب توسعه مواجه كند.
هر روز كتابها، مقالات و روزنامههای جدیدی به بازار میآید كه به بخشی از تب همه فن حریفی ما پاسخ میدهد ، بدون آنكه برای لحظهای تامل و تدبر شود كه آیا برای رسیدن به توسعه باید از همین پل عبور كرد؟ پاسخ به این پرسش و چگونگی رسیدن به پیشرفت آسان نیست، اما به یقین بدون باریكاندیشی و توجه به تخصص در امور و مقابله با سطحی نگری نمیتوان از این پل به سلامت گذر كرد، چون توفانها همواره در راهند














