|
|
|
|
ادامه مطلب...
باقی در ادامه مطالب
ادامه مطلب...
بسم الله الرحمن الرحيم
متن زیر طولانی می باشد چناچه وقت ندارید در فرصتی مناسب ملاحضه کنید
و عسی ان تکر هو شر لکم والله یعلم و انتم لا تعلمون (216)
لیس البران تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب و لکن البر من امن بالله
ولیوم الاخر و الملئکه والکتاب و النبین واتی المال علی حبه ذوی القربی
والیتامی و المساکین و ابن السبیل و السائلین و فی الرقاب و اقام الصلوه
واتی الزکوه والموفون بعهد هم اذاعاهدواوالصابرین فی الباساء والضرء
و حین الباس اولئک الذین صدقو و اولئکهم المتقون (177)
انما یامرکم بالسوء والفحشا و ان تقولوا علی الله ما لاتعلمون (169)
ترجمه آيات
چه بسیار شود که چیزی را دوست دارید و در واقع
شر شما در آن است و خداوند به مصالح امور داناست و
شما نادانید (216)
نیکو کاری بدان نیست که روی بجانب شرق یا غرب کنید چه این
چیزی بی اثر است لیکن نیکو کار کسی است که بخدای عالم
و روز قیامت و فرشتگان آسمانی و کتاب آسمانی و پیمبران
ایمان آرد و دارای خود را در راه دوستی خدا به خویشان و
یتیمان و فقیران و رهگذران و گدایان بدهد و هم در آزاد
کردن بندگان صرف کند و نماز به پا دارد و زکوه به مستحق
برساند و با هر که عهد بسته بموقع وفا کند و در کارزار و
سختیهاصبور و شکیبا باشد و به وقت رنج و تعب(محنت)
صبر پیشه کند کسانیکه بدین اوصاف آراسته اند آنها به
حقیقت راستگویان عالم وپرهیز کارانند (177)
این دشمن است (شیطان) که به شما دستور بدکاری می دهد و بر آن
می گمارد که سخنانی از روی جهل و نادانی به خدا نسبت میدهید (169)
سوره بقره
سلام امیدوارم هر جا که هستید شاداب باشید در مورد آیه های بالا پیشنها می کنم
که حتما بخوانید .
چند خط سکوت به احترام کشورمان ایران
اولين سرود ملي ايران
ساخته شده در زمان مظفرالدين شاه قاجار
آهنگساز: موسيو لومر- فرانسوي (موسيقي دان نظامي)
اولين سرود ملي ايران مربوط به دوره قاجار ساخته موسيو لومر فرانسوي
موسيقي دان نظامي اعزامي به ايران در دوره قاجاراين سرود براي پيانو نوشته
شده و يك بار به هنگام ورود مظفرالدين شاه قاجار و در حضور وي در پاريس
اجرا گرديد و اجراي آن توسط اركستر ملل اولين اجراي رسمي و اركسترال آن
است كه به پيشنهاد رهبر اركستر در دوره حاضر ترانه اي براي آن توسط بيژن
ترقي سروده شد.
این هم کلیپ اولین سرود ملی ایران
http://www.ysm. ir/newsite2. php10233= 1/first.htm
ز صلابت(بزرگی) ایران جوان
ای ایران
یکی از معروفترین سرودهای ملی گرایانهی ایرانی است. این سرود چهل روز
دیگر وارد شصت و پنج سالگی می شودواقعا حیف این سرود نیست که
سرود ملی ایران نباشد سرودی که حس ایرانی بودن را در درون ما زنده می کند.
این سرود برای اولین بار در ۲۷ مهر ۱۳۲۳ در تالار دبستان نظامی دانشکدهٔ
افسری اجرا شد.
شعر این سرود توسط حسین گلگلاب هم زمان با اشغال ایران در جنگ
جهانی دوم ساخته شد و روحالله خالقی آهنگی در آواز دشتی بر روی این
شعر قرار داد.
پس از نخستین اجرای این سرود در ارکستر انجمن موسیقی ملی در سینما تهران
در خیابان استانبول، از رادیو ایران نیز پخش شد.
در اجرای اول این سرود به شکل کُر خوانده شد ولی بعد از آن غلامحسین بنان
و اسفندیار قرهباغی آن را به شکل تکخوانی نیز اجرا کردند.
از آن زمان تا کنون به دلیل محبوبیت فراوان، خوانندگان و گروههای موسیقی
متعددی این سرود را اجرا کردهاند.
این سرود هم در زمان حکومت پهلوی و همچنین در حکومت جمهوری اسلامی
ایران، از صدا و سیمای ایران پخش شده است. برخلاف بعضی تصورات،
این سرود تاکنون سرود ملی رسمی ایران نبوده است.
سرود پس از انقلاب
پیش از سال ۱۳۷۱، آهنگ سرود جمهوری اسلامی ایران بر اساس شعری از
ابوالقاسم حالت تصنیف شده بود. این سرود که «پاینده بادا ایران» نام دارد،
سرودی نسبتا طولانی بود و در حال حاضر استفاده نمیشود.
متن سرود به این شرح است:
شُد جمهوری اسلامی به پا
که هم دین دهد هم دنیا به ما
.....
آخرین سرود ملی ایران
سرزده از افق مهرخاوران
فروغ دیده حق با وران
بهمن فر ایمان ماست
پیامت ای اما م استقلال آزادی نقش جان ماست
شهیدان پیچیده در گوشه زمان فریادتان
پاینده مانی جاودان
جمهوری اسلامی ایران
شاید باروتان نمی شود شاعر این شعر باعث شد من به
موسقی و سرود صدا و سیما
مرکز اطلاعات 118
وزارت کشور
صداو سیما
فرهنگستان ادب
دوستان
کتاب فروشی ها
انجمن شاعرا ن و..... زنگ بزنم
جستجو در اینترنت (سرچ)کردم ، اگر شما در اینترنت جواب
این سوال را پیدا کردید جایزه دارید واقعا جالب بود
خودم که از خنده روده بر شدم در میل های بعدی جوابش
را می گویم .
به امید روزی که سرودی را که دوست داریم
سرود ملی ایرانمان باشد و.....
خاطره سرود ملی ایران
هشت دانشجوي ايراني بوديم كه در آلمان در عهد احمد شاه تحصيل مي كرديم. روزي رئيس دانشگاه
به ما اعلام نمود كه همه دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراتور آلمان رژه بروند و سرود ملي كشور
خودشان را بخوانند. ما گفتيم عدهمان كم است. گفت اهميت ندارد. از برخي كشورها فقط يك دانشجو در
اينجا تحصيل ميكند و همان يك نفر پرچم كشور خود را حمل خواهد كرد و سرود ملي خود را خواهد خواند.
چارهاي جز تسليم نداشتيم. همه ايراني ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما كه سرود ملي نداريم و اگر هم داريم ما
به ياد نداريم، پس چه بايد كرد؟ وقت هم نيست كه از نيشابور و از پدرمان بپرسيم. به راستي عزا گرفته بوديم
كه مشكل را چگونه حل كنيم. يكي از دوستان گفت اينها كه فارسي نمي دانند، چطور است شعر و آهنگي
را سر هم بكنيم و بخوانيم و بگوييم همين سرود ملي ماست. كسي نيست كه سرود ملي ما را بداند و اعتراض
كند. اشعار مختلفي كه از سعدي و حافظ مي دانستيم با هم تبادل نظر كرديم، اما اين شعرها آهنگين نبودند و
نمي شد به صورت سرود خواند. بالاخره من (دكتر گنجي)، گفتم بچه ها! عموسبزي فروش را همه بلديد،
گفتند آري. گفتم هم آهنگين است و هم ساده و كوتاه. بچهها گفتند آخر عمو سبزي فروش كه سرود نمي شود.
گفتم بچهها گوش كنيد و خودم با صداي بلند و خيلي جدي شروع به خواندن كردم:
عمو سبزي فروش... بله، سبزي كم فروش... بله، سبزي خوب داري؟ بله... فرياد شادي از بچهها برخاست
و شروع به تمرين كرديم. بيشتر تكيه شعر روي كلمه «بله» بود كه همه با صداي بم و زير ميخوانديم. همه
شعر را نميدانستيم با توافق هم ديگر سرود ملي به اين صورت تدوين شد:
عمو سبزيفروش... بعله
سبزي كمفروش... بعله
سبزي خوب داري... بعله
خيلي خوب داري... بعله
عمو سبزيفروش... بعله
سيب كالك داري... بعله
زالزالك داري ... بعله
سبزيت باريكه... بعله
شبهات تاريكه... بعله
عمو سبزيفروش... بعله
چند بار تمرين كرديم. روز رژه با يونيفورم يك شكل و يك رنگ از مقابل امپراتور آلمان عمو سبزيفروش
خوانان رژه رفتيم. پشت سر ما دانشجويان ايرلندي در حركت بودند، از بله گفتن ما به هيجان آمدند و بله را
با ما همصدا شدند، بهطوري كه صداي «بعله» در استاديوم طنينانداز شد و امپراتور هم به ما ابراز تفقد
فرمودند و داستان به خير گذشت.
سرود ویلهلموس wilhelmuse هلند را قدمی ترین سرود ملی جهان دانسته اند این سرود
طی سالهای 1572تا 1568 نوشته شده .
در درههاي البرز مركزي در جنوب درياي خزر، روستايي زيبا هست كه طبيعت بكرش را در ميان كوهها پنهان كرده است.

براي راهيابي به «كندلوس» از راه جاده چالوس، پس از گذر از شهر «مرزن آباد» و در چند كيلومتري آن به سمت چالوس، به يك سه راهي ميرسيم كه «دو آب كجور» نام دارد. اگر از اينجا به سمت راست حركت كنيم، وارد جاده «دشت نظير» ميشويم كه از اينجا به بعد، مناطقي بسيار زيبا و دلپذير چهره مينمايد.

جاده داراي پيچوخمهاي زيادي است و طبيعت اطراف به گونهاي است كه گويي هر چند روز، يك بار تغيير چهره ميدهد و زيباييهايش هر بار تازه ميشود.
در اين جاده كه به رويان (علمده) منتهي ميشود، پس از دشت نظير در بخشي به نام «هني سك»، جادهاي فرعي به سمت راست گشوده ميشود كه به ارتفاعات راه ميبرد و اين جادهاي است كه ما را به سوي كندلوس راهنمايي ميكند؛ از دوآب تا كندلوس، 42 كيلومتر است.
باقی در ادامه مطالب
ادامه مطلب...
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري: اينجا نبايد همان جايي باشد كه بايد. چند روزي بود كه اين انديشه رهايم نميكرد تا اين كه...

در لحظهاي كه رو به درياي مازندران ايستاده بودم، نسيم گويي پيغامي برايم آورد: روي برگردان و رو به بالا برو.

روي برگرداندم، كوه بود. سبز بود. با خودم گفتم: آيا آنجا خواهد بود آنچه ميخواهم بيابم؟ دريا به كوه حوالهام كرده بود، بايد ميرفتم و جستجو ميكردم...و من رفتم.

در نزديكي عروس شهرهاي شمال، دو راهي هست كه يكراست ميرود به سوي كوه؛ به سوي كوه سبز. با اين كه امسال زمستان بد تا كرده و درختان را خشكانده و سوزانده بود، با اين حال، سبز، رنگ غالب كوه و كوهپايه بود.
باقی در ادامه مطالب
ادامه مطلب...






